کودکانه هایم تمامی ندارد...

There Is No End To My Childhood

آن نیستی که رفتی... آنی که در ضمیری!

  • شارمین امیریان
  • سه شنبه ۱۱ دی ۹۷
  • ۱۶:۲۰

1. پسره با آن همه فاصله ای که از من داشت سرش را تا گردن از پنجره ماشین بیرون آورد و داد زد: "خانووووم! ........... [یک قسمتش را به خاطر کرمتلکی ام! متوجه نشدم] نه به اون چادر سر کردنت". گفت و رد شد و من با نگاهی به سر تا پای خودم هیچ چیزی ندیدم که منافی چادر سر کردنم باشد! اصلا همه تیپ و قیافه ام در راستای چادری بودنم بود! آخر این چه طرز متلک پرانی است؟ دست کم یک چیزی بگویید که بگنجد! =)

2. فرد متعجب: «چرا این قدر زود ازدواج کردی؟»
فرد زودازدواج‌کرده: «از بس واسم می اومدن و می رفتن.» =/
+ در جریان باشید سن ازدواج را نه بلوغ جنسی و عقلی و عاطفی و این مزخرفاتی که روان شناسها می گویند تعیین می کند نه ربطی به عاشق شدن یا پیدا شدن مورد خوب و مناسب دارد. خواستگارهایتان را بشمارید. اگر دیدید تعدادشان زیاد است، یعنی وقتش رسیده که شوهر کنید!

3. با گذشت سه هفته از انتشار پست دوم در مورد قانون جذب، تازه یادم افتاده است که تصمیم داشته ام از این بیت به عنوانِ عنوان استفاده کنم!: تو می کشانی هر پلنگی را به دنبالت/ ماهی و جذاب است در هر حال احوالتحسین جنت مکان


4. دست روان شناسها درد نکند بابت این کشف قشنگشان که حال خوب آدمها، بیشتر از این که به مسائل بیرونی ربط داشته باشد به درونشان، به فکرهایشان و به طرز نگاهشان به مسائل بیرونی ربط دارد. و این که خوشبختی یک مساله درونی است و ممکن است یک نفر در بهترین شرایط ممکن (که هر کسی آرزویش را دارد) از درون احساس خوشبختی نکند و بر عکس، ممکن است کسی با این که در شرایط سختی قرار دارد، از درون احساس خوشبختی کند. من همه اینها را به شدت قبول دارم. فقط مانده ام چرا این روزها حال درونم این همه خوب است ولی شرایط بیرونی نمی گذارد عمیقاً احساس لذت از زندگی و خوشبختی داشته باشم؟ یک جوری شده ام که نمی توانم توضیحش بدهم و این روان شناسها هم که بدتر از مسوولین، اصلا رسیدگی نمی کنند!


5. تا حالا پیش آمده در یک لحظه به این نتیجه برسی که تو آدم مزخرفی هستی اما او همه آنچه باید باشد هست؟! تا حالا شده دلت برای خودت بسوزد و عمیقاً احساس مظلومیت بکنی؟! =/  (این دو سوال ربطی به هم ندارند.)


+ چرا نیستید پس؟! &)

++ شاعر عنوان: سعدی

  • نمایش : ۱۸۹
  • پریسا
    پسره بی ادب.
    خوبی عزیزم؟
    واقعا =/
    فدات پریسا جون. تو خوبی؟ وبلاگ رو چرا تعطیل کردی؟
    باران
    بعضی کلا یه چیزای میگن فقط برای اینکه یه چیزی گفته باشن 
    دقیقا

    + خوش اومدی باران
    حمیده
    اونا فقط روح و روانم رو بازی دادن :))))

    نه؛ برم بخونم :-"

    قالبتون مبارک بانو؛ چه خوشگل شدی امشب :))))
    آهاااا =)))

    مرسی =) داشتم تست می کردم. همون قالب قبلیم رو بیشتر دوست می دارم!
    حمیده
    این مورد 5ت جیگرم رو آتیش زد نن جون :(
    گریه کن... گریه قشنگه!

    بقیه موارد باهات چی کار کردن؟

    کامنتهای پست سرم برود قولم نمی رود حمیده! رو خوندی؟
    آبی
    شارمین عزیز بابت ابراز لطفی که نسبت به من داشتی تشکر می کنم درسته تقریبا دو ماه و نیم در هیچ وبلاگی نبودم ممنونم به یادم بودی دو سه هفته ای شده که برای وبلاگی کامنت گذاشتم.
    واقعا شماره 2 لحن انتقادی طنز بود ؟!متوجه نشدم البته اون علامت تعجبی که گذاشته بودید شک کرده بودم اما خب دلیلش اینه که هیچ شناختی از نوع وبلاگ نویسی تون ندارم آخه میدونی چیه من حتی سن ازدواج خودم که 23 سالگی بود و کم سن حساب نمی شد با این حال در همان 23 سالگی هم در فکر ازدواج نبودم و برنامه های دیگه الویتم بودند اما فقط و فقط بخاطر مورد مناسب و اینکه به دلم نشسته بود دلیل ازدواجم میدونم کلا با ازدواج دختران و پسران در سن کم موضع منفی دارم.
     
    شارمین عزیز اینطور که معلومه با کامنتام آشنایی دارید مطمئنا میدونی چه روحیاتی دارم دلم میخواد همین آغاز رابطه مجازی مون خودمم برات بگم تا بهتر و بیشتر همدیگه بشناسیم .
    هر آنچه هست بهم مستقیم و بی تعارف بگید من دنبال تایید حرفام نیستم اگه جایی در کامنتم سوال بی موردی کردم یا نظرم قبول نداشتی مستقیم و دوستانه بهم بگید اااصلا ناراحت نمیشم من شدیدااااااا از لحن غیرمستقیم بیزارم اگر موردی ناراحتت کرد بهم علنا بگید.
    آدم رک و بی تعارفی هستم نمیدونم چقدر موفق بودم عملا صداقت کلامم نشون بدهم اما همیشه در کامنت نویسی از سانسور تفکراتم گریزانم این بدان معنا نیست که من دانشمند فیلسوف هستم نظرات شخصی ست و همیشه گفتم نظرات شخصی حتما باید برای خود نظردهنده اینقدر قابل احترام و با دلایل کافی مطرح بشه که ازش دفاع کنه و این دفاع کردن یک امر عادیه نه اینکه من دانایی باشم که دیگران رو نادان خطاب بدهم.
    من با کم حرف زدن در دنیای واقعی غریبه هستم با کم نوشتن هم غریبه بودم و هستم پس این عادت ذاتی من شده که نوشته هایم طولانی باشه البته این مسله عیب و اشکال نمی بینم اما خب گاهی نوشته هام بیش از حد معمول طولانی میشن از این بابت پیشاپیش معذرت خواهی میکنم.
    به هر حال شارمین عزیز همه مون نقاط ضعف های خاص خودمون داریم منم مستثنی نیستم اتفاقا اگر کسی شفاف نقطه ضعف منو بگه من استقبال میکنم هدفم از کامنت نوشتن و بودن در فضای مجازی صرفا یادگرفتن و تمرین کردن هست من در دنیای مجازی دنبال هیچ چیز دیگری نیستم هر چند وبلاگستان از مسیر درست و مفید منحرف شده دوست دارم ازت یاد بگیرم حتی محجبه ای باشی که مخالف بعضی دیدگاه هام باشی ااااصلا خودمو برتر و داناتر نمیدونم نظراتم فقط دیدگاه شخصی ام هست نه حکم قطعی یا چیز دیگه.
    فضا مجازیه دیگه شناختی وجود نداره برای همین گاهی برداشت های دیگه ای میشه که جدای از نیت کامنت نویس هست دوست داشتم به این موارد برای شخص شما توضیحاتی بدهم همین.
    امیدوارم دوستان خوبی برای هم باشیم ارادتمندتم شارمین عزیز.
    زنده باشی آبی جان.

    بله احتمالا شما چون منو در حد کامنتهام می شناختی متوجه طنزش نشدی.... الان دیگه 23 سالگی هم سن کمیه برای ازدواج و غالبا دختر پسرها تو این سن به بلوغی که باید می رسیدن نرسیدن. به نظر من بلوغ عقلی و وجود مورد مناسب خیلی خیلی مهمه. به شدت مخالفم با این طرز برخورد که از ترس این که مبادا دیگه فرصت ازدواج پیش نیاد، با فردی که خیلی با معیارهاشون فاصله داره ازدواج می کنن یا چون اولویتهای دیگه ای دارن مورد خوب رو رد می کنن. به نظرم شما تصمیم عاقلانه ای گرفتی و خوشحالم که فرد مناسبی وارد زندگیت شده.

    کامنتهات رو اولین بار (فکر کنم دو سال پیش) در وب اینک خوندم و بعد هم در چند وب دیگه. همیشه اعتماد به نفس و قدرت تحلیلت رو دوست داشتم؛ حتی وقتی با نظرت یا بخشی از اون موافق نبودم. 

    مرسی بابت توضیحاتی که در مورد خودت دادی. تقریبا می تونم بگم همه چیزهایی که در مورد خودت رو نوشتی تا حد زیادی از کامنتهات که در وب افراد مختلف می خوندم متوجه شدم. من هم به شدت از گفتگو با افرادی که مثل خودم فکر نمی کنند استقبال می کنم و به نظرم قشنگی زندگی آدما به همین تفاوتهاست و گفتگو در مورد این تفاوتها می تونه به بزرگتر شدن دنیای ذهنی هر کسی کمک کنه. بنابراین من هم هرگز از نظرات مخالف ناراحت نمیشم، مگر این که احساس کنم طرف مقابل با یک سری پیش زمینه های ذهنی در مورد من (به عنوان یک فرد مذهبی یا تحت هر عنوان دیگه ای) داره گفتگو رو پیش می بره و بیشتر از این که محتوای حرفم رو ببینه و بشنوه، من و حرفهام رو بر اساس پیش زمینه ای که از افراد مذهبی و چادری داره تفسیر کنه. به شدت از چنین برخوردی بدم میاد. به نظر من هیچ انسانی رو نمیشه در چارچوب مشخص و از قبل تعیین شده ای قرار داد و بر اساس اون چارچوب در موردش قضاوت کرد. خودم هم سالهاست همه سعیم رو می کنم که پیش زمینه های ذهنیم رو کنار بذارم و آدمها رو اون طوری که هستند بشناسم، نه اون طوری که فکر می کنم ممکنه باشند. به خاطر همین بین دوستانم هم افراد خیلی خیلی مقید و مذهبی (مذهبی تر از خودم) وجود دارند هم افراد لامذهب و خوشبختانه می تونیم به راحتی در مورد تفاوتهامون حرف بزنیم و هر جا هم که لازم باشه به راحتی از کنار این تفاوتها بگذریم و هر کس به روش خودش عمل کنه و همچنان قابل احترام باشه.

    در مورد طولانی بودن کامنتهات، اتفاقا باید بگم من غالبا کامنتهات در وبلاگهای دیگه رو کامل می خونم. چون به نظرم جالب هستن. و حالا خوشحالم که می تونم کامنتهات رو وب خودم بخونم دوست تازه من.
    قربانت.

    رضا

    1-شاید در بخش اول چیزی گفته که می‌گنجیده! وقتی جمله رو کامل نشنیدید متلک جوون مردم رو زیر سوال نبرید!!

    همیشه از این تیپ آدما متنفر بودم! مثلا با متلک گفتن می‌خوان بگن خیلی بامزه و باحال‌اند!؟ یا نظر طرف مقابل رو جلب و دلبری کن!؟

     

    در مورد قانون جذب  این مطلب رو ببینید:

    http://yon.ir/TMoCk

     

    4-با این وضعیت زیاد روبرو می شم، مثل الان که در ظاهر همون آدم بشاش و شوخ‌طبع همیشگی هستم اما خودم می‌دونم از درون کمی پنچر شدم! معمولا به دلیل ویژگی ذاتی و شخصیتی نمی‌تونم بیش‌تر از یه زمان کوتاه حالم روبراه نباشه، همیشه یه دلخوشی‌هایی(ولو کوچیک) یا انگیزه‌های پیدا می‌کنم برای بهتر شدن حال روحی و ادامه دادن. اما می‌دونم نیاز به یه اتفاق و تغییر مهم‌تر و بزرگتر در زندگی دارم برای اینکه حسِ رضایتِ درونی، عمیق‌تر، با ثبات‌تر و واقعی‌تر بشه.

     

    +کی چرا نیست پس!!؟

    1. آخه متلک جوون مردم رو زیر سوال نبرم که باید خودم رو زیر سوال ببرم!!! به احتمال زیاد در قسمت اول گفته نه به فلان ویژگی یا رفتارت... که این ویژگی باید با چادری بودن منافات داشته باشه. مثلا نه به زلف بر باد دادنت نه به چادر سر کردنت! یا نه به ناز بنیاد کردنت... یا نه به می خوردن با همه کست... یا نه به سرکشیدنت... یا نه به زلف را حلقه کردنت... یا نه به طره را تاب دادنت... یا... (گویا حافظ متلک پرونده!!!). =)

    مرسی بابت لینک. خیلی خوب بود. من کاملا باهاش موافقم.
    + #حمیده و #پسر_خوب حتما این لینک رو بخونید!

    4. ان شالله زودتر اون اتفاق و تغییر مهم تر و بزرگتر در زندگیتون رخ بده.

    + همه تون.
    هوپ ...
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    *****

    *** *** ** **** *** ****** *** ** *** ***** ***
    خخخ... متوجه شدم.
    آبی
    سلام و وقت تون بخیر
    از طریق وبلاگ خانم خورشید که کامنت میذاشتین اینجا پیدا کردم هر چند قبلا کامنتا خوبتون در وبلاگا میخوندم و از تفکر و تحلیل خوبتون لذت می بردم .
    1.من به حجاب اعتقادی ندارم راستش خیلی خوشحال شدم چادری هستید واقعا چه خوب یک چادری محجبه این قدر مسائل رو آنگونه که هست بازگو میکنه و خودش رو مقدس تر از دیگران خطاب نمیده خانم شارمین عزیز حتما شنیدید تر و خشک با هم میسوزد حکایت جامعه فعلی ماست عده ای وضع فعلی رو زیر سر مذهبی ها میدونند که در راس این مذهبی چادری ها هستند عده ای هم وضع فعلی جامعه رو زیرسر بی حجاب ها میدونند این بحث مفصلی ست که اینجا جاش نیست باز کنم این متلک پرانی ها ریشه داره الان جامعه ای طوری شده که نسبت به عقیده مخالف گارد وجود داره مردم دچار دوگانگی شدن و این جریان اصلا خوب نیست به نظرم پوشش یک انتخاب شخصی ست مهم طرز تفکر و انسانیت همراه با احترام متقابل به آدم ها هست در دهه های گذشته متاسفانه به خاطر سیاستهای غلط دیوارکشی هایی بین عقاید آدمها ساختند.
    2. به نطرم ازدواج رو مورد خوب و مناسب تعیین میکنه تعداد زیاد خواستگارها دلیل بر ازدواج کردن نیست ممکنه 22 تا خواستگار بیاد یکی هم به دل دختر ننشینه و تفاهمی در بین نباشه اینها همش نسبی ست شاید برداشت شما درست باشه اما به هر حال در ازدواج مورد خوب در الویته ازدواج مقوله پیچیده ای ست بلوغ عقلی باید این مورد خوب مناسب تشخیص بده هیجان زیاد برای ازدواج در سنین کم همیشه عواقب داشته در مجموع من شخصا حرفهای روانشناسان نه در حرف بلکه در عمل در بین مردم دیده ام و خب یک برداشت شخصی همیشه داشتم ازدواج در سن کم قبول نداشتم البته خودم متاهلم کلی نظرم رو درباره ازدواج در سن کم نوشتم خودم 23 سالگی ازدواج کردم کم سن محسوب نمی شد. 
    4.از این موارد احتمالا همه مون کم و بیش دیده ایم واقعا کسانی هستند که تمام دنیا رو داشته باشند هر اتفاق خوبی براشون بیفته باز غر میزنند و از حسادت و تنگ نظری آرامش و حال خوب ندارند طرز نگاهشون مالکیت این دنیا و در انحصار گرفتن تمام خوشی ها و زیبایی های این دنیاست رقابت و زندگی کردن برای حال دیگران منجلابی از خود واقعی نبودن و اسارات در کج فهمی ها باعث میشه حالشون هیچگاه خوب و خوشبخت نباشند بعضیا هم با اینکه شرایط بیرونی شان خوب نیست اما درونشون اینقدر ایمان و بردباری و رسیدن به اصل فلسفه زندگی باعث شد بتوانند بر مشکلات غلبه کنند بستگی به دیدگاه و درون انسانها داره درباره خودتون راستش همین که حال دلتون خوبه یک نعمت بزرگه توقع بالایی ست که فکر کنین عمیقا لذت ببرید و احساس خوشبختی عمیق داشته باشید آدم آهنی که نیستیم هر چقدر درون طرز نگاه قوی تر از شرایط بیرونی عمل کنه باز عوامل بیرونی و دشواری هاش آدمو تحت تاثیر قرار میده.
    خانم شارمین عزیز خوشبختی عمیق فاکتورهای بی نهایت میطلبه عوامل درونی و بیرونی با هم.  خیلی خیلی سخت این حس مطلق و عمیق خوشبختی حاصل میشه عوامل درونی فقط میتونه انسان دربرابر مشکلات قوی و حال دل خوب نگه داره نباید فکر کرد عوامل بیرونی هیچ نقشی روی روح و روان و ذهن مون ندارن فقط قدرت عوامل درونی بیشتر از عوامل بیرونیه همین .
    5.بله برام چند بار پیش اومد بعضیا واقعا محشرن همه آنچه باید باشند هستند البته در برابرشون حس مزخرفی اون طوری نسبت به خودم نداشتما سعی کردم ازشون بیاموزم و تمرین کنم .سوال دوم نه برای من پیش نیامد از مظلوم واقع شدن بیزارم در ذاتم نیست در موضع مطلومیت قرار بگیرم.
    این طور پست ها دوست دارم هر کدوم یک مبحث و موضوع قابل گفتگوست مطمئنم شما وبلاگ نویس کاربلدی هستید کامنتای من فقط نظرات شخصی ست امیدوارم غیر از این برداشت نشه .
    سلام آبی جان. وقت به خیر. خوش اومدی.
    همین دیروز بود که داشتم با خودم فکر می کردم چرا چند وقتیه تو هیچ وبلاگی خبری از آبی نیست و حالا با دیدن کامنت خوبت در وب خودم حسابی غافلگیر و خوشحال شدم.

    1. من به حجاب اعتقاد دارم اما اونو یه وسیله برای طبقه بندی آدمها نمی دونم. قبلا هم در همین وبلاگ گفتم، به نظرم کار قشنگی نیست این که خانمها رو به دو دسته چادری و غیرچادری (یا باحجاب و بی حجاب) تقسیم کنیم و بگیم چادریها این دسته ویژگیها رو دارن غیرچادریها این دسته ویژگیها. به نظرم تو وجود هر زنی، چیزهای مهم تری وجود داره و حجاب فقط یک آیتم از هزاران آیتم برای شناخت آدمهاست و بنابراین هیچ تقدسی برای آدم نمیاره. تقریبا با همه صحبتهات در بند 1 موافقم.

    2. عزیزم من هم با حرف شما موافقم. چیزی که تو پست نوشتم در واقع قصدم تیکه انداختن به اون افرادی بود که همچین دلیل مسخره ای رو برای ازدواجشون میارن (و البته بیشتر هدفشون اینه که بگن ما خیلی خواهان داشتیم.) دوستانی که بیشتر با من آشنا هستن می دونن من خیلی وقتها انتقادم رو به حالت طنز میگم. شاید اینجا لحن طنزم زیاد مشخص نبوده.

    4. باهات موافقم و چه قدر چند خط آخر این بندت رو دوست داشتم. راست میگی. من از خودم انتظار زیادی دارم. جمله آخرت واقعا خوب و مفید بود.

    5. من یه بار عمیقا در برابر یه نفر حس مزخرف بودن بهم دست داد. ولی بعد بیشتر به فکر یاد گرفتن ازش شدم و الان دارم ازش یاد می گیرم. اما اون حس مظلومیت بارها برام پیش اومده؛ وقتی با وجود همه تلاشی که کردم و هیچی کم نذاشتم یه جبر بیرونی غیرقابل تغییر مانع موفقیتم میشه.
    خودت باش
    ۱.مطمئنی که با شما بوده؟یه وقت یکی عقب تر یا جلوتر از شما بوده!
    ۲.چه مصخره!
    ۳.خوب فکر کن ببین چیز دیگه ای نیست که یادت رفته باشه.
    ۴.به دل نگیر روانشناسان مثل مسیولین حرف مفت خیلی می زنن!
    ۵.خیلی دلگیریا
    1. آره. ظهر بود و خیابون خلوت. کسی اونجا نبود.
    2. والا!
    3. خخخ
    4. ان شالله یه روز رسیدگی می کنند! =)
    5. در بعضی موارد به شدت احساس مظلومیت می کنم =/
    هوپ ...
    ١- آخر بند اول، دیگه جایی نگو دکترجان، معنی خیلی بدی داره :-)))
    ٥-آره پیروز عمیقا حس مظلومیت داشتم وقتی اونقدر بیمارهام اذیتم کردن!
    1. واقعا؟؟!! بیا دم گوشم بگو چیه معنیش یه کم خجالت بکشم! =)
    5. آخی عزیزم. عوضش اون موقعها که جذبه ت رو نشون میدی اونا احساس مظلومیت می کنن! =)
    طائف ...
    چه پریشان کده ایست
    این خرابات آباد