کودکانه هایم تمامی ندارد...

There Is No End To My Childhood

شبه غرغر

  • شارمین امیریان
  • يكشنبه ۱۸ آذر ۹۷
  • ۲۳:۲۵

۱. اگر بی شعور باشید، با استوری کردن کتاب بی شعوری، چیزی از بی شعوری تان کم نمی شود!

۲. شمایی که در تابستان به چادریها می گویید: "گرمتان نیست چادر سر می کنید؟" تا حالا شده در تابستان به غیرچادریها بگویید: "گرمتان نیست این طور مو پریشان کرده اید؟" یا در زمستان نگفته اید : "سردتان نیست مچ پایتان و گردنتان و خیلی جاهای دیگرتان لخت است؟" مهم نیست اگر اولی را گفته اید (یا حتی به آن فکر کرده اید) و دومی را نه.  حتی اگر اولی را نگفته اید و دومی را گفته اید هم مهم نیست! مهم این است که اگر این طور است شعار روشنفکرانه "قضاوت نکنیم"تان را بازنگری کنید!


۳. از آنهایی که خیال می کنند چادریها چون حالش را ندارند به خودشان برسند چادر سر می کنند می خواهم دست کم یک ماه چادری شوند تا بفهمند همین جمع و جور کردن چادر در رفت و آمد و روی پله های مترو و موقعی که دستتان پر است یا بچه ای همراهتان است و در روزهای بارانی و بادی و... از یک طرف و شستن و تمیز نگه داشتن چادر از طرف دیگر و انتخاب کفش و لباس و رفتاری که در عین زیبایی با چادری بودنتان در تضاد نباشد از یک طرف دیگرتر و .... چه مشقتی دارد و تازه همه اینها به کنار، اتو زدن چادر که خودش مصیبت عظمی است! بعد از آن یک ماه بیایید بگویید ده دقیقه سر آینه ایستادن و آرایش کردن بیشتر حال می خواهد یا چادری بودن؟


۴. کاش یک آدمهایی بودند که هدف از خلقتشان (رسالتشان) این بود که ناگهان سر و کله شان در زندگیمان پیدا شود، بی مقدمه بهشان اعتماد کنیم و هر چه در دل داریم و نداریم را بریزیم روی دایره. بعد وقتی از همه ناکجاآبادهای دل و ذهنمان گفتیم پودر می شدند و می رفتند هوا و دیگر برنمی گشتند! 


+ ...

  • نمایش : ۱۲۵
  • خودت باش
    آخ اگه اگه خدا این مورد ۴رو برآورده میکرد!
    راسی این رضا همون رضا ست یا یکی دیگه!
    نمی کنه که 😣
    دیگه از سبک کامنت گذاشتنشون که معلومه.
    رضا

    من درکامنت اولم نوع برخورد مردم رو صرفا واکنش به حکومت قلمداد نکردم، گرچه معتقدم در برخی حوزه‌ها(مثل همین بحث نحوهۀ پوشش) تاثیر برخورد حکومت و ترویج نوع خاصی از پوشش و تحقیر و نادیده گرفتن سایر سلایق در واکنش منفی به افراد محجبه تاثیر کمی نداشته. مثلا در خانواده‌ها، یا در جمع‌های دوستانه افرادی با پوشش‌های متفاوت حضور دارن و همدیگرو، اون‌طوری که هستن، پذیرفتن.

    شما تصور کنید یه خانمی وقتی با رفتار توهین‌آمیز و تحقیرکننده یک مامور گشت ارشاد مواجه می‌شه ممکنه تا بلندمدت نگاه منفی به افراد محجبه پیدا کنه، نگاهی که تا پیش از اون نداشته(یا فیلم‌های منتشر شده در این زمینه با واکنش گسترده و منفی بخشی از جامعه روبرو می‌شه). یا وقتی رسانه‌های حکومتی زنان خوب، سخت‌کوش و اهل خانواده را در قالب زنانی محجبه نشون می‌دن(مثلا در سریال‌های تلویزیونی) و از اون طرف زنان اغواگر و بی‌مسولیت خانم‌هایی هستند که فاقد چادرند، آرایش می‌کنند، اسم‌های اصیل ایرانی دارند و ... ناخودگاه بر ذهن بخشی از جامعه و دو قطبی شدن در این زمینه تاثیر می‌ذاره، منظورم روی عامۀ مردمه.

    نقش پررنگ مردم رو در کاستی‌های فرهنگی و اخلاقی منکر نمی‌شم(مثلا وقتی چند سال قبل به دلیل برف شدید جاده‌های شمال بسته شد آب معدنی 500 تومانی رو 5000 تومان می‌فروختند، اینجا که حکومت نقشی نداشت). با این حال وقتی روابط انسانی حال حاضر رو با سال‌های دورتر مقایسه می‌کنم(مثل دوران کودکی) معتقدم حاکمت-با مجموعه رفتارهاش- در سمت و سو پیدا کردن فرهنگ مردم نقش به‌سزایی داشته.

    رفتار انسان رو نمیشه تا این حد ماشینی تفسیر کرد و اگر واقعا مردم این قدر ماشین وارگی دارن نباید انتظار داشته باشن بیش از یک ماشین قابل برنامه ریزی بهشون نگاه بشه.
    در کنار برخوردها و تبلیغات حکومتی، عوامل متعدد زیاد دیگه ای هم وجود داره که قابل انکار نیست. الان دیگه زمانی نیست که مردم فقط از طریق رفتارهای حکومتی تعریف بشن و نگاهشون به جهان رو تعریف کنند.
    از طرف دیگه، تنها تفاوت امروز و سالهای دور حکومتها نیستند. شرایط از جنبه های مختلف و متعددی تغییر کرده.
    رضا

    خوبم، موتوشکرم!

    همه تقصیرها رو گردن حکومت ننداختم، منظورم تشابهی بود که در نگاه و توجیه‌گری مسائل بین حاکمان و مردم وجود داره. در مورد تاثیرگذاری حکومت و حاکمان بر فرهنگ غالب هم می‌شه خیلی نوشت، این‌که با ابزارهایی که دارند چه نقش مهمی در تصحیح رفتار اشتباه جامعه یا تثبیت همون رفتار اشتباه دارند.

    به نظر من بیشتر این طور میرسه که همه تقصیرها رو گردن حکومت انداختید.
    من نقش حکومت در تصحیح یا تثبیت یک رفتار درست یا غلط در جامعه رو انکار نمی کنم. اما با این که رفتار مردم رو صرفا واکنشی مثبت یا منفی در برابر حکومت بدونیم مخالفیم. در همین جامعه خودمون و در رابطه با همین مثال چادر، چرا همه چنین برخوردی ندارن؟ اون همه خانم و آقایی که اون قدر باشعور هستن که آدمها رو بر اساس چادری بودن یا نبودن دسته بندی نمی کنن تحت حکومت مریخی ها که نیستن. در همین جامعه، در همین شرایط و با همین حکومت زندگی کرده اند. 
    مردمی که سطح آگاهی و عقلانیتشون در این حد پایین باشه که رفتارهاشون صرفا واکنش مثبت یا منفی به حکومت باشه در حد همین حکومتن نه بیشتر! ما همه این قدر ادعامون میشه که منتقدیم و عاقلیم و الیم و بلیم و از تاثیر حکومت هم باخبریم. چطور این قلنبه آگاهی و عقلانیت و روشنفکری باعث نمیشه اتفاق مثبتی در کشورمون بیفته و فقط نشستیم معادله هایی می سازیم که یک طرفش حکومت ظالم و غاصب و بی کفایت و.... هست و یک طرف مردم در بند و مظلوم و معصوم؟ به نظر من تو این معادله باید وزن بیشتری به مردم داد. ما مردم مقصرتر از این حرفهاییم.
    حمیده
    این مورد 4 ات رو تا دلت بخواد داشتم :))))
    خوش به حالت... پودر می شدن یعنی ؟ 😆
    رضا

    سلام

    احوالات خانم دکتر؟ خوبید؟

     

    بین دو جناح سیاسی در ایران، بخشی از جناحی که شعار آزادی بیان رو می‌ده وقتی خودش به مسند قدرت می‌رسه نقد منتقدین رو سیاه‌نمایی می‌دونه!

    همین طرز نگاه بین بخش زیادی از جامعه هم وجود داره، انگار تحمل شنیدن رای متفاوت دیگران رو نداریم و رسیدن به تعامل و مفاهمه بین دیدگاه‌های مختلف سخت شده.

     

    در این مورد خاص(چادر) یک سری تصورات کلیشه‌ای وجود داره که برخی‌شون واکنش به طرف مقابله تا باور افراد، مثلا وقتی حاکمیت عفاف و متانت و وقار زن را مترادف با چادر می‌دونه بخشی از جامعه (که پوشش متفاوتی دارن) واکنش‌شون رو با جملات تند به خانم‌های چادری نشون می‌دن در حالی که شاید اون جملات باور شخصی‌شون نباشه.

    از طرفی خانم‌ها محجبه‌ای رو هم می‌بینیم که برای سایر پوشش‌ها(مثل روسری) از طرح و رنگ‌های شاد و زیبا استفاده می‌کنن و آراستگی براشون مهمه، پس منافاتی بین محجبه بودن و زیبایی و آراستگی وجود نداره.

    به نظر تا زمانی که افراد خودشون در تعیین نوع پوشش آزادی عمل نداشته باشن این کشمکش بین دو طرف ادامه داره.

    سلام. ممنون. شما خوبید؟
    من این طرز فکر که همه چیز به حکومت و سیاست ربط داده میشه رو قبول ندارم. کاستیها و اشتباهات حکومت و تاثیرات مخرب رفتارهای حکومتی به جای خود. اما ملت هم فارغ از جو سیاسی مسموم، اشتباهات و سهل انگاریها و ندونم کاریهای خودشون رو دارن و تا حد زیادی، فرهنگ غلط خودمون هست که باعث شده که چنین جو سیاسی حاکمیت پیدا کنه. خلاصه که همه چیزمون به همه چیزمون میاد! و از ما است که بر ما است. 
    من ...
    ممنون که عمومی نوشتین‎(:‎
    الان احساس می کنم از خودم خجالت کشیدم! =)