کودکانه هایم تمامی ندارد...

There Is No End To My Childhood

بوی ماه مدرسه... آن هم چه بویی...

  • شارمین امیریان
  • يكشنبه ۱ مهر ۹۷
  • ۱۷:۰۱

ما یک علی دایی داریم که واقعا واقعا علیِ دایی است نه که فقط اسمش این باشد! این علی دایی ما در یک خانواده کاملا فرهنگی به دنیا آمده که شامل یک جفت پدر و مادر فرهنگی و یک جفت خواهر و برادر دانشجو است. خودش؟ امسال می رود کلاس دوم و در تمام طول این سه ماه تابستان هر وقت او را دیده ام جوری آه کشیده که انگار جگرش سوخته و جزغاله شده و بعد از هر آه سوزناکش گفته تعطیلاتی که مثلا دو ماه یا یک ماه و نیم یا یک ماه دیگر تمام می شود به چه درد می خورد! =/
از آن طرف یک مُطی هم داریم که امسال می رود پیش دبستانی و یک هفته قبل از شروع سال تحصیلی با غم و غصه می گفت: من اصلا خوشحال نیستم آخر خواب تا لنگ ظهرم برایم خیلی مهم است! =/

بعد یک مهدی کلاس اولی هم داریم که مثلاً ذوق مدرسه رفتن داشته است. همین نیم ساعت پیش زنگش زدم که اولین روز مدرسه رفتنش را تبریک بگویم. پرسیدم در مدرسه چه چیزی را خیلی دوست داشتی؟ گفت: فقط زنگ تفریحهایش خوب بود! =/

می ماند یک سارای کلاس اولی که اتفاقا تولدش هم اول مهر است، ولی درست همین روز مهم تب کرده و بی حال و مریض روی تختش افتاده و نتوانسته است برود مدرسه! =/

ما چی بودیم اینها چی اند! =)))

  • نمایش : ۱۲۹
  • خودت باش
    تمامی برو بچه مدرسه ای ما شب اول مهر میگفتن مکن ای صبح طلوع!
    خخخ... خدا آخر و عاقبتمون رو به خیر کنه خواهر!
    Reyhane R
    آخ ایشون که گفتی از شیش و نیم بیداره دخترک هم همینطوره.از شیش بیداره و راه میره و حرف میزنه :/
    راستی موطلایی ما هم امسال میره پیش دبستانی.کلاس اول انشاءالله سال آینده^_^
    زنده باشه دختر خوشگلمون. =)

    عزیزم... فکر کردم برای اول دبستانش میگی. 
    Reyhane R
    دخترک من که فعلا ذوق و شوق داره زیاد.البته امیدوارم تا آخرش همینطور بمونه(:
    بجاش یه پسر خواهر دارم کلاس چهارمه یه جوری در مورد مدرسه رفتن ناراحته انگار اونجا اردوگاه کار اجباریه :/
    خدا رو شکر عزیزم. ان شالله می مونه. اولین تجربه مادر یه کلاسی اول بودنت مبارک =)

    علی دایی ما هم همین طوره. ولی مطی در یک چرخش 180 درجه ای، صبحها ساعت 6:30 بیدار میشه و تا 8 نمی خوابه تا مبادا پیش دبستانیش دیر بشه. هی هم سفارش می کنه زود نیاید دنبالم، می خواد تا آخرین لحظه ای که کسی اونجا هست بمونه! مامانش می گه بیخودی تابستون این قدر نگرانش بودم! =)
    حمیده
    ما که ذوق داشتیم شدیم این، وای به حال این قوزمیتا :))))
    قوزمیت! =)))


    همینو بگو
    علی حق جو
    چقدر بچه دارید!
    خدا زیادشون کنه
    بیشتر از اینهان! =)
    سلامت باشید.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">