کودکانه هایم تمامی ندارد

There Is No End To My Childhood

اگر این پنجره در سینه ی دیوار نبود....

  • سه شنبه ۱۵ اسفند ۹۶
  • ۱۵:۵۸

یکی از زیباترین نظریه های روان شناختی که تا به حال در مورد آن خوانده ام مدلی است که جوزف لوفت (Joseph Luft) و هری اینگهام  (Harrington Ingham) در مورد میزان آگاهی خودمان و دیگران از ویژگیها، احساسات و رفتارهایمان، پیشنهاد کرده اند. من حتی اسم این نظریه را هم دوست دارم: پنجره جو- هری!

قشنگ ترین تصویری که برای توضیح خلاصه وار این نظریه پیدا کردم این بود:

نتیجه تصویری برای پنجره جوهری

از وقتی برای اولین بار این نظریه را خواندم، بارها و بارها به آن فکر کردم. به این که هر کدام از ویژگیها و رفتارهایم جزء کدام قسمت پنجره ام است؟ 


بخش آشکار، همیشه بخش خوبی نیست. خیلی چیزها هست که در مورد خودم می دانم و دلم نمی خواست دیگران بدانند ولی می دانند! اما دست کم وجود این بخش در من (و در دیگران) باعث می شود تا حد زیادی بتوانیم انتظارات واقع بینانه ای از یکدیگر داشته باشیم و مجبور نباشیم بر اساس حدس و گمان با هم رفتار کنیم. یا مثلا باعث می شود بتوانیم کسانی را که مثل خودمان هستند پیدا کنیم و برای خودمان نگه داریم و آدمهای اشتباه را از زندگیمان بیرون بیندازیم.


بخش پنهان رازآلود و شخصی است و یک جورهایی به آن قسمتی از وجودمان مربوط است که با تنهاییهایمان سر و کار دارد. گاهی می ترسیم دیگران پا به این بخش بگذارند. گاهی کسانی را به اشتباه به آن راه می دهیم و بابت این کارمان آسیب می بینیم. اما گاهی هم کسی پیدا می شود که پیوند عمیقی با بخش پنهان ما دارد. چون بخش پنهان خودش هم شبیه ما است. و در این صورت چه لذتی دارد سهیم شدن در نهان یکدیگر و تقسیم کردن بخش خصوصی مان با کسی که آن را می فهمد! 


بخش کور، بخش ترسناکی است! انتظار داری خودت بیشتر و بهتر از دیگران خودت را بشناسی و بفهمی. اما این پنجره به تو می گوید که چیزهایی وجود دارد که در مورد خودت نمی دانی و ترسناک تر از آن، این که دیگرانی هستند که این چیزها را در مورد تو می دانند! تنها بخش خوب ماجرا آن است که ممکن است آن قدر خوش شانس باشی که کسانی دور و برت باشند که ذهنت را در مورد بخش کور وجودت باز کنند و به تو بگویند چه هستی و چگونه هستی. که البته در این صورت خودت هم باید از ذهن باز و منعطفی برخوردار باشی و در برابرشان جبهه نگیری تا حرفهایشان به کارت بیاید. قبول که گاهی دیگران، به دلیل عدم آگاهی از بخش پنهان تو، ممکن است تو را طوری ببینند که نیستی. اما مطمئنا دیگران می توانند چیزهایی را در تو ببینند که خودت هرگز ندیده ای! من این را بارها و بارها تجربه کرده ام و فکر می کنم وجود چنین آدمهایی در زندگی مان و داشتن چنین تجربه هایی تا حد زیادی از ترس آور بودن این بخش وجودمان کم می کند!


و بخش ناشناخته، اسرارآمیزترین بخش انسان! این طور در ذهنم است که برای کشف این بخش، لازم است بخشهای دیگر را بهتر بشناسی. هر چه آگاهی ات از سه بخش اول بیشتر و بیشتر شود، بخش ناشناخته هم شناخته تر و شناخته تر می شود. و من چه قدر دلم می خواهد این بخش وجودم را بشناسم! اما شاید این یک راز کشف نشدنی باشد!


+ بعضیها بخش آشکارشان بیش از اندازه بزرگ است و شاید بخش پنهان خیلی کوچکی دارند و معمولا به دنبال کشف بخش کورشان هم نیستند چه برسد به بخش ناشناخته. بعضیها بخش پنهان بزرگی دارند و ترجیح می دهند در همین بخش مخفی بمانند. آنها بخش آشکار کوچکی دارند ولی مثل گروه اول، نمی توانند از بخش کورشان آگاه شوند.


+ اگر کسی بتواند در شناخت بخش کور پنجره ام کمکی بکند ممنون می شوم! قول می دهم هیچ مقاومتی هم نکنم! =)


+عنوان از: سعید شیروانی

  • نمایش : ۱۲۶
  • حمیده
    اونم استادش دکتر فاطمه‌س، پاسم ایشالا :-"" :)))
    =)))))

    خودت باش
    چه پنجره باحال و البته ترسناکی… 
    چندین بار خوندمش.هنوزم کلی درگیرشم
    اجازه استاد؟
    این چیزا رو هم به شاگردات یاد میدی؟ 
    دقیقا باحال و ترسناک.
    آره... گاهی موقعیتی پیش میاد از این چیزها حرف می زنم براشون
    حمیده
    تا نباشد چیزکی،مردم نگویند چیزها :-"""

    + ژوووووون :-""""":)))))))
    والا =)

    + ولی فکر کنم از ادبیات فارسی بیفتی! =)))))
    حمیده
    مشکوک که بودی از اول؛ یه چیز جدید بگو دکتر :-" :)))

    من میرم حذف پزشکی کنم :))))))
    آره راست میگی! از اولشم شماها به من شک داشتید! =)))

    نه به تو نمره میدم. بمون =)
    طلوع ماه
    مطلب خیلی سنگینی بود.😅
    ما میریم یه دوری میزنیم برمیگردیم.😁😁
    خخخخ.... منتظرم برگردیا =)))))
    سروش
    سلام و وقت بخیر بر خانم دکتر:
    -پنجره "جو-هری" یکی از ابزارهای موثر در افزایش خود شناسی است که اسباب تنظیم و تعدیل کنش را در شبکه روابط متقابل درخانه و خانواده و محیط کار فراهم می اورد.از تست"اوزگود" نیز برای نظرسنجی از خود و نظر سنجی دیگران درباره خود برای تکمیل پنجره استفاده می شود.
    + هر انسانی فکر می کند خودش را بخوبی و درستی می شناسد،اما وقتی با برخی از تست ها و تکنیک ها مواجهه می شود و آنها را تکمیل می نماید تازه می فهمد که تا چه اندازه خودش را می شناخته است و حالا چه اندازه می شناسد!!!
    سلام.
    وقت شما هم به خیر.

    - این پنجره همیشه برای من جالب و جذاب بوده. مرسی بابت معرفی تست مکمل.

    + همین طوره
    رضا

    چه پنجرۀ جالبی!

    با خوندن هر بند پست داشتم به این جنبه‌های شخصیتی در خودم فکر می‌کردم.        

    با اینکه یک‌سال و نیمه که می‌شناسم‌تون اما نوشته‌ها نمی‌تونه به شناخت دقیق کمک چندانی بکنه. با این حال یکی دو مورد به ذهنم می‌رسه که به طور خصوصی می‌گم.

    +به نظر کامنت خودت باش در این زمینه روشنگرانه باشه البته اگه از گزند سانسور مدیر وبلاگ محفوظ بمونه!

    درسته در فضای مجازی و صرفا بر حسب نوشته ها نمیشه شناخت درستی به دست آورد. ولی به هر حال خیلی چیزها رو هم میشه فهمید که خود طرف مقابل ازش بی خبره.

    مرسی. پس منتظر کامنت خصوصی هستم.

    + نظرات خودت باش در مورد خودم رو تقریبا میشه گفت به طور کامل می دونم. چون زیاد پیش میاد در این مورد با هم حرف بزنیم. اونم بدون سانسور &)
    پسر خوب
    بذار از اول تا آخر نوشته هاتونو یه نگاه بندازم بعد بگم
    باز گمتون کرده بودم
    برا اینه که روی در علامت نزدید. =)
    حمیده
    از وقتی دکتر شدی پستات خیلی فلسفی و درسی شدنا؛ نکنه آخر ترم امتحانم می‌خوای بگیری ازمون؟ :| اوپن بوکه !؟ :)))))
    گمونم ژنم عوض شده باشه =) بد فکری ام نیست. البته میان ترم هم میگیرم و برای پایان ترم هم حذف نمی کنم. &)

    + البته یه نظر هم اینه که مشکوک شدم! =)