کودکانه هایم تمامی ندارد

There Is No End To My Childhood

و عشق...

  • يكشنبه ۱۳ اسفند ۹۶
  • ۰۰:۲۷

آهنگهایی را که آقای موبایلی روی گوشی ام ریخته است پلی می کنم، فقط به این دلیل که به تنهایی از پس سکوت سنگین خانه و فکرها و خیالپردازیهای جور واجورم برنمی آیم و باید یک عالمه خواننده و موزیسین را به یاری بطلبم! 

یک دفعه اتاق پر می شود از صداهایشان! 

یکی می گوید: «نمی دونی تو چه حالم دارم از دست تو میرم یه کاری کردی با این دل آرزو کردم بمیرم...» ابوالفضل اسماعیلی

یکی می خواند: «تو می بری زندگیمو با رفتنت به حاشیه... نذار که بی اراده باز گریه کنم جلو همه....» احمد صفایی

و سومی جار می زند: «بگی نگی تو یکی دنیای منی که نباشی دنیامو به هم می زنی اول و آخر باید عاشق می شدم کی بهتر از تو» صالح رضایی


و من؟.. دقیقا با این قیافه به آهنگهایشان گوش می کنم: =|  و بدون اغراق، چیز خاصی از آن دستگیرم نمی شود؛ نه  خاطره ای برایم زنده می شود و نه در رویایی فرو می روم و حتی گاهی حالم را هم بد می کنند و هر لحظه لب و لوچه ام بیشتر آویزان می شود... 


این که کسی به خاطر کاری که کس دیگری با دلش کرده است آرزوی مرگ کند یا مرد گنده ای با رفتن کسی، بی اراده جلوی همه گریه کند یا یک نفر دنیای یک نفر دیگر باشد و با رفتنش دنیای آن یک نفر دیگر به هم بریزد به نظرم مسخره می رسد و با خودم فکر می کنم چه طور این همه آهنگ با یک موضوع مشترک (عشق... یا بهتر است بگویم وابستگی دیوانه وار چندش آور) تولید می شوند و آن قدر طرفدار دارند که تولیدشان تمامی ندارد و در بیشتر آهنگها می توانی مضامینی از این دست ببینی که بدون تو می میرم و دنیایم به آخر می رسد و با تو همه چیز گل و بلبل است و عشق خیلی خوب است و از این چرندیات!


بعد برمی گردم به همه آدمهای دور و نزدیک دور و برم! با خودم فکر می کنم تقریبا به اندازه همه این آهنگها آدمهایی را می شناسم که دست کم یک بار در زندگیشان عاشق شده اند! و من؟! هیچ! دقیقا مثل ... نشسته ام و به عشق این و آن نگاه کرده ام و لب و لوچه ام آویزان شده است که: «چه بی معنی!» 

چه قدر بی معنا است این که این طور واله و شیدای کسی شوی که یکی است مثل خودت و مثل همه آدمهای دیگر و بی هیچ دلیل، همه ی زندگی تو را در دستش گرفته است و «می کشد هر جا که خاطرخواه اوست!» و هر بلایی بخواهد به سرت می آورد و تو قربان و صدقه اش می روی و مازوخیست وار عشقت زیادتر می شود و...


هی فکر می کنم و فکر می کنم و فکر می کنم و آنها هی می خوانند و می خوانند و می خوانند... 


آخر قصه می رسد به آنجا که در یک حرکت خودجوش، قفل گوشی ام را باز می کنم و کل خواننده ها و موزیسینهایی را که آمده بودند تا نگذارند غرق فکر و خیالهای جاری در سکوت سنگین خانه شوم، به دیار نیستی می فرستم. بعد لم می دهم، دستهایم را زیر سرم می گذارم و در سکوت سنگین خانه، غرق فکر و خیالهای خودم می شوم! 


  • نمایش : ۱۶۷
  • هانیه
    سلام زیاد اهل آهنگ گوش کردن نیستم ولی موافقم که شور هر چیزی رو حتی عشق رو در میاریم هر چیزی حتی عشق به اندازه خوبه
    سلام عزیزم.
    منم زیاد آهنگ گوش نمی کنم. یه سری آهنگ محبوب دارم گاهی اونا رو گوش میدم. ولی اینا رو با این که خیلی وقت بود داشتم اولین بار بود گوش می کردم!
    دقیقا ما شور هر چیزی رو در میاریم متاسفانه
    میم . الف
    بابقیه یِ قضایا کاری ندارم،کلی گفتم. :)
    +ممنون. :))🌹
    آهان! =)
    خودت باش
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    من هیچوقت نتونسم این مدل آهنگ ها رو بفهمم…البته تقصیر خودمونه… احتمالا اگه چندتا رابطه همراه با شکست رو تجربه میکردیم الان خوب درکشون میکردیم...
    می بینم که *** *** *** *********
    راست میگی. علتش همینه

    +وزارت ارشاد حتما منو استخدام می کنه!
    اذر
    بعضی ازین اهنگها اینقد مسخرن که همون بهتر ادم خاطره نداشته باشه ...
    والا

    + خوش اومدی
    میم . الف
    عاشق شدن دستِ خودِ آدم نیست ! :)
    از یه جایی به بعدش نه. ولی به نظرم دست خود آدمه که به این «یه جایی و بعدش» نرسه!

    + خوش اومدی
    حمیده
    می‌بینیم :-"""

    ولی جدا از اینا، این آدمایی که اسمشون رو گفتی ر و نمی‌شناسم اصلا! من بیشتر از اینکه به متن آهنگ توجه کنم، اول خوانندش برام مهمه دوم آهنگش! سعی می‌کنم سمت هر خواننده‌ای نرم. انصافا حیف نیست آدم همایون خان شجریان رو ول کنه بره اینارو گوش بده !؟
    چی بگم!

    من برعکس! خواننده زیاد برام مهم نیس. یه سری آهنگ هس از خواننده های مختلف که اونا رو دوس دارم. البته احسان خواجه امیری و یکی دیگه که الان اسمش تو ذهنم نیست (!) بیشتر آهنگهاشون رو می پسندم.
    حمیده
    با این پستی که نوشتی، طبق رمانا، تویی که به عشق و اینا اعتقاد نداری یه جووووووری عاشق میشی که میگی ای بابا عجب در جهل بودم تا حالا و اینا :-""""" ببین کی گفتم :-""""
    از من گذشته دیگه! یه نگاه به شناسنامه م کن! =) 
    رضا

    منم با خیلی از ترانههای مشابه نه تنها نمی‌تونم ارتباط برقرار کنم که حتی گوش کردنش هم برام سخته. البته ترانه‌های زیبا و شنیدنی هم کم نیستند.

    جدا از این اغراق‌ها در ابراز عشق، از طرف دیگه اون همه بد و بیراه و ناله و نفرین هم قابل درک نیست. وقتی یه نفرو دوست داشتی و حالا رابطه‌تون بهم خورده چه دلیلی داره بیایی بگی الهی جز جیگر بزنی! بری زیر ماشین تیکه تیکه بشی! آخه اینم شد شعر و ترانه!؟ بعد مقایسه می‌کنی با شعرای قدیم که بعد از بی‌وفایی محبوب می‌گفتن:

    مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم   که از وجود تو مویی به عالَمی نفروشم


    خیلی‌ها ترانه‌های خاطره‌انگیز دارن و لزوما ربطی به تجربه عاشقانه نداره، ممکنه یک دوره خاص از زندگی، یک دوست یا خاطراتی رو براشون تداعی کنه.


    هر وقت می‌خوام شعری برای ژاکلین بخونم یا یه موسیقی عاشقانه براش پخش کنم می‌گه: هانی! پاشو اون سمفونی 9 بتهوون پلی کن!


    +چند پست اخیر از احوالات مشکوک خانم دکتر حکایت می‌کند! &)

    ولی انگار بیشتر این جور موسیقیها طرفدار دارن.

    دقیقا حرفتون رو قبول دارم. البته تو ترانه های قدیمی هم محتواهای چیپ به نظر من زیاد وجود داره. البته اسم نمی برم. چون اون خواننده ای که الان تو ذهنمه از اوناس که به شدت طرفدار داره! در ضمن من با محتوای مثال شما هم مشکل دارم! =|

    همین طوره.

    پلی کنید ولی مراقب باشید نخواد باهاشون همخوانی کنه!

    + چرا؟! 
    سروش
    سلام و صبح بخیر بر خانم دکتر:
    1. باید بین پدیده هایی چون: " عشق" - " دوست داشتن" و" هوس" فرق قایل شد.
    2.درک عمیق پدیده ای چون عشق و لمس ان بسیار سخت است مگر آنکه گرفتارش شده باشی>
    3.استاد جلال ستاری کتابی را با عنوان حالات عشق مجنون تدارک و اگه اشتباه نکنم در سال 1360 توسط انتشارات قومس نشر داده اند،خواندن این کتاب برخی از زوایای باورناپذیر عشق را روشن می کند. یا دکتر ویکتور فرانکل کتابی دارد به نام " پزشک و روح" و فصلی دارد با عنوان اندر معنای عشق که به لحاظ کاووش روانی بی نظیر است و یا فصول 7و8 کتاب لذات فلسفه به قلم بی نظیرویل دورانت و ترجمه بی بدیل عباس زریاب راجع به عشق میخکوب کننده است.
    4. اما نکته قابل توجه این که تا " هورمون عشق" به حرکت در نیاید،هیچیک از پدیده های فوق به نمایش در نخواهند امد.لذا تمامی این جار و جنجال ها زیر سر تحرک بی وقفه هورمون عشق است. اما باید دانست که جلوه آن در عشق و دوست داشتن و هوس متفاوت است و متفاوت عمل می کند.
    سلام. وقت به خیر.
    1. دقیقا همین طوره.
    2. هر چیزی رو با تجربه بهتر و عمیق تر میشه فهمید ولی گاهی تجربه فردی مانع جامعیت نگری میشه.
    3. سپاس بابت معرفی این کتابها
    4. البته همه نظریه مبنای هورمونی عشق رو قبول ندارن
    قالب رضا
    نه عزیزم توهین چیه؟! هرکس سلیقه ای داره؛
    سلیقه و نظر  شما هم خیلی قابل احترامه
    قالب رضا
    ارع دقیقا
    چون خواننده های خوبی هستن
    حالا ابوالفضل اسماعیلی شاد و تقریبا سنتی میخونه زیاد قفل نمیکنم روش و زیاد گوش نمیدم
    اما بقیه رو خیلی قفل میکنم و هر ترک رو ۱۰۰ بار به بالا گوش میدم:)
    پس من به علایق شما توهین کردم گویا! (عرض پوزش)
    قالب رضا
    من هر آهنگی که میذارم باهاش خاطره دارم
    احمد صفایی
    ابوالفضل اسماعیلی
    صالح رضایی
    محسن ابراهیم زاده
    و...
    باهمشون خاطره دارم و حالمو خوب می کنند:)
    خدا رو شکر که خاطره های خوبی دارید که حالتون رو خوب می کنه.
     
    اسم همه اینهایی که من ازشون مثال آوردم رو هم که نوشتید! =)