کودکانه هایم تمامی ندارد

There Is No End To My Childhood

خوووب

  • يكشنبه ۶ اسفند ۹۶
  • ۱۸:۰۲

یک روز خوب که حتما نباید شامل ریخته شدن مبلغ هنگفتی پول به حسابت یا داشتن عشقولانه دو نفره با محبوبت یا رسیدن به یک آرزوی دور و دراز و دست نیافتنی باشد! همین که در هوای خنک یک روز اسفندی، در طبیعت زیبای دانشگاهی که بعد از چهارده سال، دیگر دانشجویش نیستی قدم بزنی و نقاشی بی نظیر ابرها بر بوم آسمان را تماشا کنی و روی موهای لخت و پریشان بید مجنون دست بکشی و لبخند بزنی، خوشبختی! یک روز خوب یعنی همین!

+ یک شب خوب هم یعنی تا نزدیک نیمه شب، چرخ زدن در میدان امام، دنبال هم دویدن روی چمنها، سلفی گرفتنهای راه و بیراه و بستنی خوردن اشتراکی زیر باران... آن هم با دو پسربچه فینقیلی دوست داشتنی که برایشان می میری! =)


نتیجه تصویری برای فانتزی

نتیجه تصویری برای فانتزی

  • نمایش : ۱۶۶
  • خودت باش
    کلا نشاط زندگی تو هر چیزی هست الا درس خوندن!
    شوق ادامه تحصیل رو تو وجودم از بین بردی…
    نه خیر عزیزم. ریشه این نشاط در تحصیل علم و دانش و رسیدن به مراتب بالای اون هست!
    داشتی عایا؟! =/
    حمیده
    عوا فحش هم یاد دادن بهتون تو مقطع دکتری؟! :))))))))))

    اوکی :-"""
    پس فکر کردی تو این دانشگاهها چی یادمون میدن؟! =/

    چه اوکی سنگینی! خدایا خودم رو به تو می سپارم!
    حمیده
    الان که دیگه قصد ادامه تحصیل نداری دکی جون :-""""""

    اونا همشون به مرور رو میشن :-""""
    حمید دلت که فحش نمی خواد قربون شکل ماهت؟! &) =/


    استقبال می کنم. ولی نه در ملا عام! =)
    بهار شیراز
    عامووووووووو من دلم برای دانشگاه تنگ میشه ....شاد باشی همیشه
    دل من که تنگ نمیشه. =/ حداقل فکر نکنم حالا حالاها تنگ بشه.

    قربونت. تو هم شاد باشی.
    سروش
    سلام و وقت بخیر بر خانم دکتر:
    - امیدوارم همیشه همین طور شاد و خرم باشید و بمانید.
    - هر هنگام که حال درون آدمی خوب باشد و انسان احساس رضایت کند،آن دم،دم خوب و خوشی است.
    سلام. وقت به خیر.
    ممنون از محبتتون
    حمیده
    قبل خانوم دکتر شدنت که ردش کرده بودی، الانو در جریان نیستم! اصلا کو این فاطمه :))))))
    بلی یکی هستن :))

    + تازه این یه چشمه‌شه :-"""""" البته باز من خوبما، یه دوستی دارم عطسه هم میکنی شات میگیره نکبت :| :)))))))
    تا یادم میاد خانوم دکتر بوده م. =)))))))

    + از چی دیگه اسکرین شات گرفتی؟! رو کن همه رو! =)
    حمیده
    تو رو به سمت هشتگ "چرا_ردش_کردی" فرا میخوانم :-""""""" به این هشتگ هم میتونی توجه کنی :-"""""

    + کلی اسکرین شات هامو گشتم که اینو پیدا کنم:))))
    به چه مناسبت اون وقت؟! &)  اصلا کی گفته ردش کردم؟! 
    هشتگ اولی و دومی جفتش یکیه یا دو تا؟!

    +وای حمیده تو اسکرین شات اون شب رو نگه داشتی؟! =)))))))
    پسر خوب
    سلام.ِ نوشته تون حال خوب بهم داد😋
    موفق باشید
    سلام. ان شالله همیشه خوب باشید.
    ممنونم.

    + نظرتون سه بار ارسال شده بود. =)
    رضا

    دکتری که با سخنان منطقی، مستدل و ریزبینانۀ دوستانش متحول نشود را عالم بی‌عمل نیز گویند!


    "او" وقتی "من" رو پیدا می‌کنه مطمئن نیست که این "من" من اوست یا منِ "دیگری"، خود "من" هم نمی‌دونه منِ "او"ست یا منِ "دیگری"!!؟؟ در همین اوضاع "دیگری" از راه می‌رسه و "من" رو با خودش می‌بره و "او" با این سوال دست به گریبان می‌شه که آیا به راستی اون "من منِ "من" بود یا من "دیگری"!!؟؟

    از این ساده‌تر نمی‌تونستم توضیح بدم!

    ***

    من کلی زحمت کشیدم تا تبلیغات منفی رسانه‌های استکبار جهانی رو از ذهن ژاکلین بزدایم! هر وقتی می‌رفتیم پیش خانواده‌ش می‌گفت مردم ایران وِری گود! وری مهمان‌نواز، گذاهاشون خیلی کوشمزه! و...

    حالا باید ببینیم با محقق نشدن شیرینی پایان‌نامه زحمات من برباد می‌ره یا با محقق شدنش من پیش ژاکلین رو سفید می‌شم!

    من که متحول شدم. نشدم؟!

    مطمئنا هیچ «او»یی با نشستن و تماشا کردن نمی تونه متوجه بشه که «من» مورد نظرش متعلق به او هست یا نیست. بلکه باید اقدامی بکنه و بعد بر اساس این اقدام و پاسخی که از «من» دریافت می کنه هر دو طرف متوجه میشن که من و اوی همدیگه هستن یا نیستن. در غیر این صورت طبیعیه که هر لحظه ممکنه اوی دیگه ای از راه برسه که به جای نشستن و تماشا کردن، اهل اقدام و عمل باشه و «من» دلخواهش رو مال خودش بکنه. 

    ***

    خیلی خب! من خودم با ژاکلین هماهنگ می کنم که دو نفری (من و ژاکلین) بریم شب نشین و حسابی شگفت زده ش کنم.
    حمیده
    آخیش توجه :-""""" :))))
    مرسی خانوم دکتر جانم ؛) :*
    فدای تو عزیزم. من به تو توجه نکنم به کی توجه کنم؟! =)
    طلوع ماه
    نه همون چهارده سال رو منظورم بود.میدونی من حساب کردم کارشناسی که چهار سال، ارشدم  نهایتش سه سال، یعنی دکترا هفت سال طول کشیده؟🤔
    البته من فضول نیستما فقط کنجکاو شدم😊
    امیدوارم ناراحت نشده باشی.شوخی بود😗

    نه فقربونت. این چه حرفیه؟
    خب این یه توضیحی داره که درگوشی بهت میگم. =)
    کیت
    کامنت قبلی خطاب به آقا رضا بود
    جمله آخرش هم شوخی بود چون خانواده خودمم میگن میدون شاه
    خب الان یه کامنتم برای خودم بنویس کیت! =)))
    کیت

     خانواده همسرم از روی عادت هنوز میگن میدون شاه
    خیلیام از لج میگن میدون شاه یا نقش جهان
    ضدانقلابیهای کثیف
    مردم معمولا به هر اسمی عادت کنن همونو میگن. یه بار من یه جایی می خواستم برم طبق تابلوهای خیابون بهم آدرس داده بودن. بعد حتی راننده تاکسی ها هم نمی دونستن کجاس! چون بین مردم با اسم دیگه ای معروف بود و جدیدا اسمش عوض شده بود.

    اون از لج گفتن که به نظر من یه لجبازی بچگانه س. مث اینه که زورت به یکی نرسه تو خلوتت بهش فحش بدی!

    خخخ
    رضا

    موافقم که یک سری چیزای به ظاهر کوچیک تاثیر مهمی در خوب شدن حال آدم دارن. به حال کلی و نوع نگاه‌مون در اون شرایط به‌خصوص هم بستگی داره.

    مردم نمی‌دونن شما دکترید خودتون که می‌دونید!

    منظورم اسم‌های تاریخی و مرسومه. مثلا میدان توپخانه در تهران، زمان قاجار ساخته شد تا مثلا میدان نقش جهان تهران باشه! به دلیل توپ‌هایی که دور میدان بود به میدان توپخانه مشهور شد. زمان رضاشاه اسمش رو گذاشتند سپه(برگرفته از لقب رضاشاه=سردار سپه) و بعد از انقلاب شد میدان امام خمینی. با این حال همیشه اسم "توپخونه" بین مردم رایج بود، هم به دلیل قدمت نام و هم تلفظ راحت‌ترش.


    +انتخاب خوبی کرده، مبارکش باشه!(و "او" می‌رود که حسادت بورزد!)

    ***

    ژاکلین: شارمین نمی‌خواد شیرینی دکتراشو بده؟

    من: به من گفت شیرینی فقط برای جلسه دفاع بوده!

    ژاکلین:.....{یه حرفایی در مورد دست و دلبازی اصفهانیا گفت!}

    من: نه! اینطوریام نیست! فکر کنم می‌خواد با یه سور حسابی، غافلگیرمون کنه!

     

    درسته و خوشبختانه من الان حالم خیلی خوبه.
    بند دوم کامنتتون خیلی سازنده بود. از این زاویه بهش نگاه نکرده بودم! مسیر زندگیم عوض شد!!! =))))
    میدون امام بیشتر از نقش جهان مرسومه. تلفظش هم راحتتره. 

    + بله واقعا مبارکش باشه! (هر «اویی» به جای حسادت ورزیدن باید به دنبال «من» خودش باشه)!!!
    ***

    چیزی گفتین؟! =))))
    غ ز ل
    پس دفاع کردی :)) مبارکه
    با بچه ها خیلی خوش میگذره
    اما میدان امام!!!! نه نقش جهان :دی
    بله عزیزم. تو پست «ما به غیر از تو نداریم تمنای دگر» نوشته بودم. مرسی فدای تو.
    خیلی زیاد.
    =))
    حمیده
    مردم از بی توجهیت :( :)))
    خدا نکنه عزیزم.
    خیلی خوشحالم دوباره قراره بنویسی.
    خیلی خوشحالم از موفقیتهات
    حمیده
    من جدا تو وبلاگ خاک خورده ام پست گذاشتم :(
    ای جان! خب آدرست کو؟! از بس ننوشتی گمش کردم.
    رضا

    فعلا یه روز خوب پول‌کانه و عشقولانه رو ترجیح می‌دم!

    می‌ذاشتین دو روز از خشک شدن مهر دفاعیه دکترا بگذره بعد می‌رفتین در ملاءعام شیطنت می‌کردین!

    برام جالبه که یه اصفهانی اسم تاریخی میدان نقش جهان رو به کار نمی‌بره!!؟


    +بالاخره بین "من" و "من" کدومو انتخاب کرد!؟&)

    خدا قسمتتون کنه.
    دانشگاه که شیطنت نکردم. میدون هم کسی نمی دونست من دکترم! =)
    برا من خیلی فرقی نداره. ولی اگه قراره اسم تاریخی استفاده کنیم که از کلمه «اصفهان» هم نباید استفاده کنیم!

    + "من" رو =)
    کیت
    واقعا 14سال یه جا درس خوندی؟ من چهار سال یه جا بودم واسه تنوع بعدش یه داتشگاه دیگه زدم 
    عجب صبری داشتیا
    اشتباه کردم واقعا.
    من می خواستم از خونواده دور نباشم، وگرنه هر دانشگاهی می خواستم می تونستم برم.
    حمیده
    یه روزم من این پستو میذارم، بعد اینکه تمام این بدو بدوی های این چند وقته نتیجه داده ؛؛)
    ان شالله

    Rick Sanchez
    سلام
    ممنون از لطفتون.
    حقیقتا به این پستاتون که دیگه میگید قرار نیست برید دانشگاه و درس بخونید حسودیم میشه :))))))
    سلام.
    زنده باشید.
    بذارید از راه برسید بعد! من هم سن شما بودم از فکر تموم شدن دانشگاه گریه م می گرفت!!! =))))
    طلوع ماه
    چه پست خوب و چه عکسای قشنگی😍😍
    فقط یه سوال؛ چه جوری چهارده سال تو یه دانشگاه درس خوندی؟
    من هرجوری حساب کردم نفهمیدم چی شد😅
    یکم توضیح میدی؟🤔
    فدای تو.
    چهارده سالش رو متوجه نشدی یا تو یه دانشگاه بودنش رو؟!=)