کودکانه هایم تمامی ندارد

There Is No End To My Childhood

اما زندگی فیلم ایرانی نیست!

  • دوشنبه ۲۳ بهمن ۹۶
  • ۱۹:۰۶

در فیلمهای ایرانی، آدمها در نگاه اول عاشق می شوند، تا آخر پای عشقشان می مانند، به هم می رسند، خوشبخت می شوند و به قول قصه های قدیمی، سالیان دراز به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی می کنند.


در فیلمهای ایرانی، محال است عشق یک طرفه ای وجود داشته باشد و حتی اگر هم باشد قطعا دو طرفه خواهد شد و اگر هم نشود، بلافاصله فرد عاشق با مورد بهتری آشنا می شود که به شدت او را دوست دارد و همین باعث می شود فورا معشوق قبلی را به طور کامل از ذهنش پاک کند و با فرد جدید سالیان دراز به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی کنند.


در فیلمهای ایرانی مهم نیست که یکی پولدار است و یکی فقیر، یکی تحصیلکرده است و یکی بی سواد، یکی جدی و معقول و متین است و یکی جُل و بی وقار و یک جوری، یکی از خانواده ای اشرافی و بااصل و نسب است و یکی از خانواده ای معمولی، یکی مذهبی و مقید است و یکی بی اعتقاد و بی قید. کافی است دو نفر همدیگر را بخواهند و آن وقت علیرغم همه این تفاوتها با هم خوشبخت می شوند و سالیان دراز به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی میکنند (و نصیحتهای همه سرد و گرم روزگار چشیده ها هم زیر سوال می رود.)


در فیلمهای ایرانی مهم نیست که طرف دزد است،  کلاهبردار است، قاتل است، سابقه دار است، دروغهایی به بزرگی فیل گفته است یا هر چیز دیگری. مهم این است که همه ی این کارها را به خاطر فلانی کرده است و فلانی به پاس این همه کاری که به خاطرش شده چشم روی همه اشتباهاتش می بندد و با او می ماند و او هم قول می دهد دیگر تکرار نشود و دیگر هم تکرار نمی شود و سالیان دراز به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی می کنند.


در فیلمهای ایرانی، طرف معتاد است که باشد، بیماری لاعلاج واگیردار دارد که داشته باشد، روانی است که باشد، خیانت کرده است که بکند، زن دوم گرفته است که بگیرد، مهم این است که فلانی را دوست دارد و همین دوست داشتن باعث می شود با هم ازدواج کنند و سالیان دراز به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی کنند.


در فیلمهای ایرانی، یک پسر عاشق یک دختر می شود و کلی رفتارهای تابلو نشان می دهد و تابلو حرف می زند و یک جوری است که خنگ ترین افراد دنیا هم می فهمند چه خبر است، بعد وقتی تصمیم می گیرد راز دلش را به دختر بگوید و دست و پایش را گم می کند و سرخ می شود و به لکنت می افتد دختر خنگولانه نگاهش می کند و اصلا و ابدا حتی حدس هم نمی زند که ممکن است این پسر بخواهد خواستگاری یا ابراز علاقه کند تا بتوانند سالیان دراز به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی کنند.


در فیلمهای ایرانی، پدرزنها هر چه از دهانشان در می آید به دامادهایشان می گویند و از آنها بیگاری می کشند و تحقیرشان می کنند و کلی منت سرشان می گذارند و اصلا جزء بنی آدم حسابشان نمی کنند و... ولی باز دامادها عاشق زنشان هستند و او را می پرستند و رفتار بد پدرزنشان هیچ تاثیری روی رفتار آنها با خانم ندارد و حتی محض رضای خدای یک غر کوچک هم نمی زنند که چرا پدرت این را گفت یا این طور رفتار کرد و به این ترتیب معلوم است که سالیان دراز به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی می کنند.


در فیلمهای ایرانی، حتما حتما حتما حتما تعداد دختر و پسرهای مجرد برابر است  و هیچ کس نه مجرد می ماند و نه می خواهد مجرد بماند و در نهایت، هر پسری با دختر مورد نظر خودش ازدواج می کند و می روند سر خانه و زندگیشان و سالیان دراز..............................................................................................



  • نمایش : ۱۵۵
  • هانیه
    وای این فیلم ها رو می بینم میگم اسم اش فقط فیلمه حیف که صدا و سیما و وزارت ارشاد قدمی برای حل مشکلات ازدواج بر نمی دارند؟
    اینا بیشتر به تخریب فرهنگ کمک می کنند
    خودت باش
    گیر نده ملت با این فیلما خوشن اگه نه هفتگی پول نمیدادن بخرن!
    البته اینا لذت دیدن انیمشن رو نچشیدن…
    والا.
    البته مشکل اصلی من با فیلمها نیست. با اینه که فکر می کنند زندگی واقعی هم مث فیلمهاست و با این کارهای فیلمی می تونن سالیان دراز به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی کنند!
    کیت
    دخترهایی مث کیمیا و شهرزاد از در و دیوار هم پیشنهاد خاستگاری دارن واقعا...نمیگن دل همچون منی میسوزه با دیدنشون؟خخخ 
    منم شهرزاد رو نمیدیدم تا اینکه یه نفر به من گفت شبیهشم و کنجکاو شدم ببینم چیش شبیهمه و هنوز نفهمیدم
    منم تو دنیای واقعی یه دختری رو می شناسم که شاید بشه گفت هیچ پسر مجردی نبوده که اینو دیده باشه و عاشقش نشده باشه و ازش خواستگاری نکرده باشه. ولی آخرش هم ازدواج موفقی نداشت و بعد از کلی سختی کشیدن، با دو تا بچه از همسرش جدا شد.
    خوبه تو کل دنیا فقط یه نفر آدم رو بخواد، ولی یه نفرِ درست و حسابی! 

     ازش می پرسیدی چرا تو رو مث شهرزاد می دونه.

    + من حتی ترانه علیدوستی رو نمی شناختم و با یه سوتی باهاش آشنا شدم! خخخ
    پسر خوب
    سلام یه مدتی گم کرده بودم اینجارو
    سلام. یه علامت رو در بذار دیگه گم نکنی =)
    طلوع ماه
    سلام‌.همین سریال های تلوزیونی اغلب خانومها رو ضعیف و وابسته و مظلوم نشون میدن یا بیش از حد و غیر واقعی فرشته و مهربون‌...
    واقعا حرص آدم رو در میارن😐
    سلام طلوع جان.
    درست میگی. البته من از اون زنهای بیش از حد فرشته و مهربون بیشتر حرصم میگیره تا وابسته و مظلومها.
    کیت
    عوضش یه سریال شهرزاد هم هست که از پیر و جوون عاشقش میشند و بقیه دخترها و زنها کلاهشون پس معرکه است...

    عه! این مورد رو یادم رفت بنویسم که در فیلمهای ایرانی یه دخترهایی هم وجود دارن که حتی در و دیوار هم عاشقشون میشه!

    + من حتی یه دیقه از شهرزاد رو هم ندیدم! =/
    Rick Sanchez
    اصن عشق در نگاه اول مگه وجود داره؟ چطور بدون شناخت میشه عاشق شد؟ صدا و سیما خیلی فانتزی میسازه واسه مردم!
    اگه جواب این سوالتون رو پیدا کردید به منم بگید! =) اخه خود مردم هم خیلی فانتزی ان!
    هوپ ...
    هنوز چنین فیلمهای آبدوغ خیاری داره ساخته میشه ولی باز نسبت به گذشته خیلی بهتر شده.
    به نظرم بدتر از ساخته شدن این فیلمها، جدی گرفتنشون تو زندگی واقعیه! 
    سروش
    سلام و وقت بخیر:
    آیا برای انتخاب یه فیلم، عیاری دارید؟
    آیا برای تماشای یه فیلم و ارزیابی آن،چهارچوبی دارید؟
    اگر بخواهید یه فیلم را نقد بکنید،چه می کنید؟
    روند (گذشته،حال،آینده)تهیه وتولید فیلم های سینمایی رادر ایران چگونه می بینید؟
    سلام. وقت به خیر.
    واقعیتش من زیاد اهل فیلم دیدن نیستم و چیز زیادی از معیار انتخاب یا نقد فیلم نمی دونم.
    این پست رو بر اساس فیلمها و سریالهایی که از نوجوونی تا حالا گاها در تلویزیون دیدم نوشتم. 
    نوجوون بودم زیاد سریال می دیدم.


    حمیده
    عوضش کلی ابراهیم حاتمی کیا داریم که اینهمه جایزه خوردن و بردن و بازم طلب دارن :-""""""
    والا من عادت دارم فقط فیلم در پیت می بینم! =)))))))
    Va hid
    جالب توصیف کردید!

    البته بیشتر  در تلویزیون اینطوره!
    از نگاه تلویزیون مردم ایران در دنیای دیگری سیر می کنند!!

    دلتون شاد
    مرسی.

    منظورم همون تلویزیونه.
    واقعا! 

    ممنون. شما هم.