کودکانه هایم تمامی ندارد

There Is No End To My Childhood

ما به غیر از تو نداریم تمنای دگر... =) + بعدانوشت

  • شنبه ۲۸ بهمن ۹۶
  • ۱۵:۳۰

 چه کسی یادش می آید این تصویر در این وبلاگ چه مفهومی داشت؟! =)))



تصویر مرتبط


+ عنوان: مصرع ناب سعدی


بعدا نوشت:

باشد! به رویتان نمی آورم که چون یادتان نبود سکوت کردید. ولی یک لحظه بیایید اینجا



بالاخره بعد از پشت سر گذاشتن اتفاقهای زیاد (که شرح آنها را در 15 پست نیمه خصوصی طولانی نوشته ام و شاید بعدها به طور رمزدار منتشر کنم) امروز با موفقیت از تز دکتری ام دفاع کردم. نمره ام خیلی خوب شد و اساتید خیلی از کارم راضی بودند. هیچ استرسی هم نداشتم. در عوض از زمان شروع دفاع (که همزمان با انتشار همین پست بود!) تا حالا یک حس سبکی و رهایی دلچسبی دارم. بعد از بیش از ربع قرن گذران عمر در مدرسه و دانشگاه، بالاخره رسیدم به پایان استیودنت بودنم! بالاخره یک مقطع تحصیلی تمام شد، بدون این که پشت بندش کنکوری و مقطعی دیگر باشد. بالاخره غرغرانه هایم تمام شد و ملتی از دستم آسوده شدند! =) حس می کنم نیمه دوم زندگی ام از امروز شروع شده است. نیمه ای جدید و متفاوت پر از حسهای خوب و دوست داشتنی. نیمه اول زندگی ام دوران کاشت بود و حالا نیمه دوم، دوران برداشت، شروع شده است. خودم را با روزهایی که غرق ناامیدی و بی انگیزگی و خشم بودم مقایسه می کنم و لذت دفاع کردن و فارغ التحصیل شدنم چند برابر می شود. این حس خیلی خوب است. خیلی ناب است. خیلی لذت بخش و خاص است. خیلی زیاد. امیدوارم زندگی همه شما هم پر از حسهای خوب و شادیهای عمیق باشد.


مرسی خدا...


  • نمایش : ۲۰۰
  • هانیه
    پس به نظرتون باید اول از نظر مهارتی به حد خوبی برسیم بعد این مراحل دکترا و ارشد رو ادامه بدیم من رشته ام آی تی هست و بازار کار پر نشده اما کسی که واقعا مهارت این رشته رو داشته باشه کمه کار هر کسی هم نیست که بتونه دکترای این رشته رو بگیره:) موندم ادامه بدم یا ندم ولی دوست دارم در حد معمولی مهارت این رشته رو داشته باشم و اگه قصد ارشد و دکترا هم داشته باشم شاید رشته ای دیگه مثلا حسابداری رو ادامه بدم که بتونم
    می تونه همزمان باشه و البته به نظر من بهتره این طور باشه. اگه همون موقع که داریم یه رشته ای رو به طور نظری می خونیم فرصت عمل و تجربه هم داشته باشیم خیلی بهتر و جدی تر و باانگیزه تر یاد می گیریم. حالا البته رشته شما که بخش عمده ش عملیه. ولی منظورم کار و تحصیل همزمانه. 
    به نظر من این که تو رشته خودت ادامه تحصیل بدی خیلی بهتر از اینه که تغییر رشته بدی. چون تو رشته خودت پایه ت قوی شده و تو کنکور هم با کسایی رقابت می کنی تقریبا شبیه به خودت. ولی رقیبت در رشته های دیگه افرادی که هستن که از اول در همون رشته بودن. 
    البته اگر بحث علاقه س قضیه فرق می کنه
    هانیه
    تبریک میگم بهتون سوال من ببخشید کلی هست با این وضع بد اشتغال ارشد و دکترا به درد می خوره؟
    زنده باشی. مرسی.
    اگه صرفا هدفت اشتغال و درآمدزایی باشه ممکنه به درد نخوره ممکنه به درد بخوره. چون فقط گرفتن مدرک مهم نیست. اولا این که تو چه رشته ای مدرک گرفته باشی هم اهمیت داره. چون برای بعضی رشته ها واقعا بازار کار اشباع شده س یا اصلا از اول بازار کاری وجود نداشته. دوما، گذشته از بند پ که معمولا عامل مهمیه، میزان دانش و مهارتت و نوع دانشگاهی که ازش فارغ التحصیل میشی و حتی میزان اعتماد به نفست هم خیلی سرنوشت سازه. چون الان ورود به مقاطع تحصیلات تکمیلی کار زیاد سختی نیست. مخصوصا با وجود دانشگاههای غیرانتفاعی و پیام نور فراگیر که خیلی وقتها ظرفیت پذیرش بیشتر از تعدا متقضیانه! پس برای این که بتونی بری سر کار، باید نسبت به بقیه فارغ التحصیلهای همرشته ایت امتیازاتی از نظر عملی و پژوهشی و مهارتی داشته باشی. 
    Nilou far
    مبارکه.
    حیف نمیشه شیرینی گرفت ازتون.
    سلامت باشی عزیزم.
    واقعا حیف =)
    رضا

    ما که نمی‌دونیم رستم بعدش چیا به دست اورده و چه حالی داشته!؟

    شاید با فردوسی سخت و پاخت کرده تا فقط از سختی های هفت‌خوان بنویسه! و بعد با غنامی که به دست اورده با همدیگه رفتن دَدَر دودور و یلی و تلی!


    والا ژاکلین یه مدت می‌خواد بره قاطی "دختران انقلاب" و به حجاب اجباری اعتراض کنه!

    بهش می‌گم من نه پول وثیقه گذاشتن دارم و نه پای کلانتری و دادگاه رفتن رو! فعلا که سکوت کرده! چی تو سرشه خدا می‌دونه!

    می‌گم بیاد پیش شما به کم نصحیتش کنید، الان که رسما دکتر شدید شاید بیشتر  حرف شنوی داشته باشه!

    شما نمی دونید. من در جریان ریز حوادث هستم!
    این وصله ها به ابوالقاسم و رستم نمی چسبه. =))))

    عه!!! منم باهاش میرم پس! خیلی هیجان انگیزه! =)

    رضا
    بعد از مدت‌ها سلام

    تبریک می‌گم، از شنیدنش خیلی خوشحال شدم. گاهی به نظر می‌اومد فتح قلۀ اورست از دفاع از این پایان‌نامه راحت‌تره! اگه فردوسی سر از خاک بر‌می‌اورد و دوباره می‌خواست شاهنامه را بسراید! یک بخش هم بهش می‌افزود به نام هفت‌خوان شارمین!

    ژاکلین از وقتی شنیده به پسادکترا می‌اندیشید می‌گه منم می‌خوام فوق‌دکترا بخونم! تاوان رقابت علمی شما دو نفرم من باید بدم!
    سلام. چه عجب...

    ممنونم. لطف دارید. در عوض همه اون سختیها، الان خدا رو شکر یه راحتی دلچسبی دارم که رستم بعد از هفت خوان نداشت!

    من تنها حرفم با ژاکلین اینه که حجابش رو رعایت کنه! =))))
    خودت باش
    منتظر اون ۱۵تا پست هستم...
    نمی دونم منتشرشون بکنم یا نکنم. خیلی طولانی ان
    حمیده
    خواستم بگم زندگی در کشورهای اجنبی این شکلیه :-"""""
    آهان! دیدم اصلا برای من آشنا نیستها!
    بهار شیراز
    مبارکههههههههههههههههه.... دست و هورااااااااااااا
    خانم دکتررررررررررر خودمونه ... باعث افتخاره...
    خیلی برات خوشحالم بانوووووووووووووووو
    خیلی خیلی مبارکههههههههههههههه

    قربونت بهار جون.
    عزیز دلی.
    حمیده
    اصلا تا قبل از سقوط هواپیما احتمال داره از در که میره آدم بیرون یه آجر بیفته تو مغزش بمیره. یا اینکه سر کوچه تیر برق چپه شه روش بمیره. یا اینکه تا برسه فرودگاه پرایده چپ کنه بمیره :)))))

    دور یعنی پاشو. گَل یعنی بیا. بالامسان همون عزیزمی ِ شماها میشه :))))))
    الان منظورت چی بود؟؟؟؟!!!! &(


    فدای تو =)
    سروش
    شب وصل است و طی شد نامه هجر
    سلام فیــــــه حتـــی مطلـع الفجـــــــر
    ***************************
    سلام و وقت بخیر بر سرکار خانم دکتر شارمین امیریان:
    -فکر کنم یکی از لذایذ شیرین، احساس های بی بدیل و لحظات فراموش نشدنی در زندگی یک فرد علم دوست و دانش گرا؛ دفاع از رساله دوره دکتری وکسب نمره عالی ازآن باشد.از صمیم قلب تبریک می گویم وهمه آن لذایذ،احساس ها و لحظات گوارای وجودت و نوش جانت باشد. از خدای منان می خواهم که در کسوت دانشگری،پژوهشگری و آموزشگری آن چنان ظاهر شوی که در کوتاه ترین زمان ممکن به مرتیه استاد تمامی نایل آیی(آمین).
    به میمنت جشن فارغ التحصیلی ات ،1367شاخه گل محمدی گلباران باد>>>>>>>>
    سلام.
    یکی از شیرین ترین و ناب ترین لحظه هایی بود که در همه عمرم تجربه کردم. 
    ممنون از محبتتون.
    حمیده
    یعنی میگی برم بلیط بگیرم برا فردا صبح !؟ :-""""""
    دور گَل بالامسان :-""""""

    همینش حال میده که زود زود جواب میدی :))))
    نه تا نیم ساعت دیگه فرودگاه باش! سقوط نکنیم می رسم! =)))))

    جان؟؟؟؟!!!! =o

    =)
    حمیده
    اصفهان برا من شده سرزمین نفرین شده :))))) هی نمیشه بیام :-""" خودت بیا یه آب و هوایی هم عوض کن. جات خالی سه روزه اینجا داره بارون میاد هوا معرکس ^_^

    تو تموم شدی حالا من گیر کردم تو این سیستم آزمون و فلان و بهمان :|
    فکر کنم بهتره بچسبی به همون تهرون. آینده هم داره برات =)))))))
    باشه من دارم میام. الان میرسم. =)))
    وای بارون... خوش به حالتون.



    آخ آخ آخ... ان شالله برای تو هم به خوبی و خوشی تموم بشه.

    + من امشب فارغ از دنیا نشستم پای سیستم فقط چت می کنم و کامنت جواب میدم =)
    خودت باش
    من مراتب تبریکم رو حضوری اعلام کردم…
    قربونت. یه روزم بریم بیرون شیرینی بهت بدم =)
    طلوع ماه
    چقد خوب🤗🤗🤗
    تبریک میگم شارمین جان.
    منم اول نگرفتم چی شد🤔
    ولی بعدش بسی خوشحال شدم😊
    خسته نباشی.خدا قوت💕💕💕
    قربونت عزیزم. 

    آخه اون پست مال خیلی وقت پیش بود. طبیعیه کسی یادش نمونده باشه. خودم که تا الان اون عکس تصویر زمینه کامپیوترم بود. حالا این یکی رو گذاشتم =)))

    ممنونم طلوع جان.
    حمیده
    وای وای وای وای جدییییییی؟ :-از ذوق پس میفتد :)))))))

    اصلا نمیدونی  چقققققققدر خوشحال شدم خانوم دکتر بعد از این :)))))) خیلی خیلی تبریک میگم! شیرینی من کو حالا !؟ :))))))
    فدای تو حمیده جون. خوشحالی شما آرزوی ماست =))))
    میای اینجا شیرینی بگیری یا بیام اونجا شیرینی بدم؟! =)
    حمیده
    دیگه میخواستم بپیچونم که نفهمی یادم نیس :-""""

    ها یعنی دفاع کردی تموم شد؟ :-""""""""
    حمید من تو رو بزرگ کردم! منو که نمی تونی بپیچونی مادر!


    اوهوم. دیگه واقعا تموم شد =))))))
    Rick Sanchez
    تبریک میگم ایشالا در مقطع بعدی زندگیتون هم به موفقیت هایی از جنس همون مقطع دست پیدا کنید!
    قسمت آخر متنتون هم خیلی جالب بود. موفقیت و پیروزی بعد از شکست و ناامیدی خیلی حس خوبیه که من به ندرت تجربه ش کردم :))
    ممنونم. ان شالله شما هم همیشه موفق باشید و یه روز بیاید از دکتر شدنتون بنویسید. =)

    به ندرت؟ شاید چون شکست و ناامیدی نداشتید که طعم موفقیت بعدش بیشتر بچسبه. البته منم اولین بار بود برای کارهام این همه سختی کشیدم. واقعا حس موفقیت این بارم خیلی بهتر و بیشتر از همیشه بود. هر چند دیگه حاضر نیستم حتی یه روز از اون روزهای ناامیدی رو تجربه کنم!
    کیت
    وای هزاران بار تبریک میگم
    نمیدونی چقدر خوشحال شدم از این خبر و حسهای قشنگی که داری
    وسط این همه حال بد خبر تو خیلی حالمو خوب کرد انگار خودم دکتر شدم 
    مرسی عزیز دلم.
    فدای تو بشم.
    امیدوارم اتفاقهای خوب حالت رو خوب کنه.
    کیت
    من به جان خودم یادم بود و هنوز نرفتم به اون آدرسی که نوشتی
    یادمه شما و پایان نامه ات را تشبیه کرده بودی به این عکس
    ای جانم. چه خوبه که یادت بود کیت.
    هوپ ...
    بههههه به. ببین چه خبره اینجا!
    بالاخره خانم دکترمون دفاع کرده. چرا انقدر چراغ خاموش بالام جان؟ میگفتی گاوی گوسفندی چیزی زمین می زدیم واست.
    مبارکت باشه. از ته دلم خوشحال شدم واست. حس خوشی و آسودگیت پایدار...
    عزیز دلی دکتر جان.
    ممنونم. لطف داری.
    زندگی تو هم پر از حسهای خوووووب =)
    حمیده
    نه آخه این که بلوط گرفته دستش، تمنای ما هم همش لواشک و چیپسه :)))))))))
    حمید این تصویر تو وبلاگ من عقبه داره! یادت نیست؟!
    برو تصویر پروفایل منو ببین شاید یادت بیاد
    حمیده
    تو استعاره از شکمه !؟ :)))))))))
    ناامیدم کردی رفت! =)))