کودکانه هایم تمامی ندارد

There Is No End To My Childhood

از سری یادداشتهای یهویی (5)

  • چهارشنبه ۲۴ آبان ۹۶
  • ۱۸:۰۸

1. از این پروفایلهایی که مدام چشم حسود را می ترکانند و از این که خیلی خوشبختند و آقایشان فلان عشقولانگی را از خودش در کرده است (آقامون گفته....) و عشقشان  آخر همه چیز است و هیچ کس نمی تواند بین آنها و عشقشان فاصله بیندازد و... می نویسند، حس بدی می گیرم. نمی دانم واقعا چه فکری می کنند که چنین پروفایلهایی می گذارند. انگار همه زن و شوهرهای دنیا بدبخت یا چشم شورند یا همه دخترها/ پسرهای مجرد، چشمشان دنبال شوهر/ زن آنها است یا آنها خیلی خفن و خاص و منحصر به فردند! جان من بنشینید زندگیتان را بکنید و دست از این بچه بازیهایی که بیشتر به گروه سنی 17 تا 22 ساله می خورد بردارید. نه خوشبختیهای شما بیشتر از متوسط مردم است نه بدبختیها و مشکلات متوسط مردم بیشتر از شما! هیچ کدام هم جار زدن ندارد. حالا به فرض هم که داشته باشد. یک بیت شعر موزون و زیبا یا یک جمله عاشقانه دلچسب و دوست داشتنی یا یک تصویر گویا و عمقدار بگذارید که نشان بدهد علاوه بر این که عاشقید، بالغ هم هستید. 

2. موقع مشکلات، وقت مناسبی برای محاکمه کردن این و آن و «دیدی گفتم»ها و «ما که گفته بودیم»ها و غر غر کردن و بد و بیراه گفتن و ... نیست. به خدا نیست! بیایید این جور مواقع دست یکدیگر را بگیریم و با کمک به هم، خودمان جای خالی آدمهایی را که باید می بودند و کارشان را درست انجام می دادند (اما نیستند و نمی کنند) را پر کنیم. وقت برای غر غر و محاکمه و... زیاد است. این حرفها برای زلزله زده ها، خون و دارو و سرپناه و آب و نان و گرما و همدلی نمی شود. بگذارید برای بعد. لااقل کمی بعدتر. حالا بیایید به فکر کمک باشیم. بیایید چیزی را که در عمل از دستمان برمی آید انجام دهیم. حرف زدن دردی را درمان نمی کند. بیایید برای یک بار هم که شده کار سخت تر را انجام دهیم. حرف زدن را بگذارید برای ترسوها و بی مسوولیتها و مدعیها و بی وجدانها. ما که این ویژگیها را نداریم. داریم؟!

3. می دانی چیست؟ بدی اش این است که کسی که به من بد کند بد نمی بیند! من اهل تلافی و انتقام نیستم. اهل ناله و نفرین هم نیستم. حتی نمی توانم با کسی قهر باشم یا مدتی طولانی رابطه ام را قطع کنم. تعداد کسانی که برای همیشه و به طور جدی قیدشان را زده ام به اندازه انگشتان یک دست هم نمی شود؛ که آن هم بعد از هزاران بار دورویی و از پشت خنجر زدن بوده است و حتی با وجود قطع رابطه، هیچ دعای بدی برایشان نمی کنم و بعید نمی دانم اگر روزی محتاج من شوند کمکشان کنم! من همیشه زود کوتاه می آیم؛ حتی وقتی بدترین بدی را در حقم بکنند بعد از این که مدتی از آن گذشت می بخشم و فراموش می کنم یا به جای نفرین و آرزوهای بد از خدا می خواهم که به راه راست هدایتشان کند تا خودشان پشیمان شود و از اشتباهاتشان برگردند. من زیادی دلنازکم. زیادی احساساتی ام. زیادی دلم نمی آید! گاهی این زیادی ها را دوست ندارم. 

+ بماند که حالا کسانی ظلم کرده اند که هرگز، به هیچ وجه نمی بخشمشان و معتقدم باید هم اینجا و هم در دنیای دیگر، تقاص پس بدهند. ظلمی که در حق ما و خیلی از آدمهای دیگر کرده اند و آنقدر دردناک است که حتی نمی توانم از آن حرف بزنم. آنها تنها افراد نابخشودنی زندگی ام هستند. بی هیچ تردید!

+ «از سری یادداشتهای یهویی» عنوان پستهایی است که به طور ناگهانی در ذهنم جرقه می زنند و گاهی نوشتنشان چند روز یا حتی هفته طول می کشد. مثل ممکن است روزی یک موردش را بنویسم!

  • نمایش : ۲۴۹
  • طلوع ماه
    سلام علیکم.
    بعضی خانما رو دیدی عکس پروفایلشون شوهرشونه و و به جای اسم خودشون اسم بچه شون رو میزارن یا به جای اسم مینویسن عشقم فلان و ... انگار خودشون هیچ هویتی از خودشون ندارن.
    اینایی هم که خیلی قمپز در میکنن و میگن چشم نخوریم و ما فلانیم و اقامون فلانه و غیره اینا تو جریان زندگی بیافتن درست میشن.
    عاقا بد نیست من بگم قالب بنفش هه رو بیشتر  دوست میداشتم؟  اینم خوبه ها.ولی به اون عادت کرده بودیم.مثه این می مونه که بعد چند وقت بری خونه دوستت ببینی کل پرده ها و قالی ها و دکوراسیونش رو عوض,کرده.ادم یکم احساس غریبی میکنه خو.خخخ
    سلام طلوع جانم. رسیدن به خیر.
    درست میگی؛ این بی هویتها رو یادم بهشون نبود که حرصشون رو بخورم ! :-)

    نه عزیزم بد نیس. بگو! قالب الانم یعنی کم زیادی رسمیه. ولی صرفا جهت تنوع گذاشتمش؛ قبلی تکراری شده بود و برای بیان هم که قالب خوب کم پیدا میشه.
     ببین من دو نا دوست صمیمی دارم یکیشون رو هر بار میرم خونه ش می بینم کل دکوراسیون رو عوض کرده، اون یکی حتی وقتی خونه ش رو عوض کرد، باز همه چیز رو به سبک قبلی چید! فکر کنم تو مث این دوست دومم هستی. من تغییر و تحول رو دوست دارم. 
    بذار یه مدت این باشه بعد دوباره برمیگردم به قبلی که تو هم بدون احساس غریبی بنشینی پاهاتم دراز کنی اصلا! خخخ
    غ ز ل
    ١ من اصلا از این پروفایلا عقم میگیره
    کسى که خیلى خوشبخته واقعا هیچوقت خوشبختیشو جار نمیزنه
    بلکه تمام تلاششو مى کنه انرژى مثبت این خوشبختى رو به بقیه منتقل کنه


    ٢ خیلى از این کار بدم میاد

    ٣ شاید آرامش تو خیلى بیشتر باشه
    منم الان به کسایى که بد کردند حسم مثل یه غریبه است رفتارم هم اما اونا انگار طلبکارن از من و عزیزانم o_o
    ۱. باز اونایی که تازه نامزد / عقد کردن یه چیزی! جوگیرند. ولی ادامه دادنش جالب نیست. 
    باهات کاملا موافقم. خیلی قشنگ گفتی خانومی!

    ۲. حرص آدم درمیاد. 

    ۳. بخشیدن به آدم آرامش میده. ولی یه وقتهایی هم از دست خودم حرص می‌خورم. شبیه فیلم هندی یام! 
    علی امین زاده
    نگاهی متفاوت

    http://veryveryinteresting.com/?p=69

    ready up و منتظر حضور سبزتان.

    حتما
    علی امین زاده
    تجربه ی من بهم میگه:
    انسانها چیزهایی رو که ندارند فریاد می زنند.
    سلام.

    درسته. خیلی وقتها همینه.
    حمیده
    ای بابا :|

    عالیه !
    14 که خوبه. به نیت چهارده معصوم! =)

    عزیز دلی.
    حمیده
    گفتم نظر 13 مال خودم باشه. شاد باش بابت قیافه جدیدتون :))))))
      عزیزم سه ساعت دیر رسیدی. ولی نظر ۱۴ مال تو =)
    قربونت. حالا قیافه جدیدم خوبه؟؟؟؟؟!!!!!!
    پسر خوب
    سلام. چه قالب خوبی. 
    سلام. ممنون
    کیت
    ۱-والا
    ۲-واللللا
    ۳-پس چرا همه از من انتظار دارن فراموششون کنم و دلتنگ نیاشم؟هان؟؟؟چرا همه میگن رها کن و عقل خودت کمه که به فکرشونی؟
    به نظرم چون دوستت دارن و میخوان اذیت نشی. وقتی تعداد آدمهایی که بد می کنند دور و برت زیاد باشه، ایت ویژگی اخلاقی بیشتر اذیتت میکنه. 
    خودت باش
    1.کلمه خر یکی از کلمات رایج  در بین اصفهانی هاست! که کاربرد بالایی هم داره...
    2.غیبت نکنین!! من به سادگی و آرومی! حرف درنیار
    1. از خوبیاتون بوگو =)
    2. هر چی حمیده ساده و آرومه!!!! =)
    حمیده
    عه چه انسان باشخصیتی هستن پس :-""""" (مثل خودم :))))) )

    بابا من املام داغونه ولی اینارو خیلی خوب بلد بودم. یعنی حافظه تصویریم خوبه. ولی دقیقا از اون روزی که تو زبان فارسی خوندیم اگه فعل معنی فلان بده باید با ز بنویسیم و اگه معنی بهمان بده با ذ، من همشو قاطی کردم :|

    خانوم اجازه؟ علاوه بر اینکه پنجره بازه، فردا هم تعطیل رسمیه :-""""""""""""
    خدایا یه کاری کن این دو شخص شخیص با هم آشنا نشن!!!! =))))))))


    یه دوست دارم دقیقا مث تو. قبل دفاعش یه لیست از فعلهایی که کلمه گزاردن/ گذاردن توش بود برای من فرستاد تا بگم هر کدومش رو با کدوم ز/ذ بنویسه تو پایان نامه ش!=)


    می بینم سوز میادا! =)
    حمیده
    عه چرا؟ :))))))))

    هروقت که شک می‌کنم غلط مینویسم :| اه بابا چیه اینهمه ز و س و ت :| :))))))

    عوا خاک عالم! راجع به. راجع به. راجع به. برم تو دفترم تمرین کنم :))))))))))
    تو مایه های خودته! کم نمیاره! در ضمن اون با کسی ام تعارف نداره! یهو آدم رو میشوره پهن می کنه رو بند رخت! هنوز داره ازت آب می چکه می بینی یه تشت آب و کف دیگه هم ریخت رو سرت!!!! خخخ (وای! خودت باش منو می کشه!!!!)

    آره عزیزم. این جدول الفبای فارسی ایراد اساسی داره. تو خودت رو ناراحت نکن =)))))) جدای از شوخی، باید حافظه دیداریت رو تقویت کنی خانومی.

    فردا صبح اول وقت دفتر مشقت رو می بینم! =))))



    حمیده
    حق کپی رایت تو وبت رعایت نمیشه ها دکتر. کلمه‌ی "خر" رو انحصارا خودم اول گفتم مال خودمه. به کامنت گزارانت بگو رعایت کنن :-دبیلیو

    + غلط املایی دارم نه؟ :-؟
    یا خدا =)))) از من می شنوی با "خودت باش" در نیفت!!!!&)

    + کامنت گذار!!! چون خودت گفتی فقط ۲۵ صدم کم میکنم! تازه تو کامنت قبلی دوباره نوشته بودی راجب! ولی من از روش تغافل بهره جستم!!!!! =)


    خودت باش
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    1.اعتماد ب نفسشون الکی بالاس  و میخوان خودشونا نشون بدن.قشنگ  معلومه حرص خوردی!

    2.همه که شعورشون تو حد استادا نیست!

    3.منم همیشه از ویژگی بدم میاد خصوصا وقتی که طرف فکر کنه من خرم!(****** *** *****)
    ۱. والا
    ۲. بازم والا!!!! خخخ
    ۳. خودشون خرن! ما از بس دلمون دریاییه!!!!!
    Rick Sanchez
    سلام
    خیلی عالی بود! 
    این حس سرزنش و دیدی گفتم گفتن ها بعضی وقت ها واقعا ضروری و لازم "حس" میشه ولی نگفتنش تقریبا همیشه بهتر از گفتنشه. به قول شما در این مواقع فقط باید به فکر حل مشکل بود و همدردی نه اضافه کردن یه مشکل دیگه!
    ممنون!!!
    سلام
    لطف دارید.

    بله تو زندگیهای فردی خودمون هم این مورد زیاد دیده میشه و واقعا آزاردهنده س.
    پسر خوب
    پروفایل فقط بی عکسی یا تام و جری :)))
    چه اخلاق خوبی دارین
    تام و جری رو خوب اومدید =)))))

    + مرسی؛ لطف دارید.
    تنها بدیش اینه که گاهی زیادی حس مظلومیت به آدم دست میده؛ ولی باز کاری نمیتونه بکنه.
    حمیده
    :-وی از شدت ذوق مرگی کف بالا می‌آورد :))))))))

    2. یه چیزایی هست که هرچقدرم راجبش حرف بزنی حالت خوب نمیشه. تو وضعیت موجود هم تغییری ایجاد نمیشه. خودمون باید بخواییم که خوب بشیم و بعضی رفتارا دیگه تو ما دیده نشه. ولی نمیخواییم. چه میشه کرد دیگه؟! حالا هی بیاییم از فرهنگ چند هزار ساله حرف بزنیم.

    + آی ام فری سایز آخه :-عینک :-"
    وبلاگمو کفی کردی حمید! =))))
    ۲. دقیقا همین طوره. متاسفانه...

    + ^ - ^

    حمیده
    3. وای منم این شکلی‌ام. :| خدا شاهده بعضی وقتا که فکر میکنم میبینم انگار کم کم اون موجودی که اینهمه ظلم در حقم کرد رو بخشیدم. که خب میزنم پس کله‌ام می‌گم عمرا ها. حتی اگه گفتن اینو ببخش تا ببریمت بهشت، میگم خدافظ من رفتم جهنم :دی بعضی وقتا به خاطر این اخلاقم حس می‌کنم ملت فکر میکنن تونستن زود خرم کنن (بلانسبت شما!).

    1.ما یه دوستی داریم کلا گیج میزدا. الان جدیدا نامزد کرده از این دلقک بازیا میکنه تا سه روز موجبات خنده ما فراهم میشه :))))) خیلی چندشن این آدما، نه؟ ایش.

    2. نظری ندارم. :| حرف نزنم نمیگن لالی :)))))))

    + شماره‌ها به ترتیب اهمیت :-"
    چرا من این قدر کامنتهای تو رو دوست دارم آخه؟! یعنی تو یه "هوم" هم که بذاری به من حس خوبی میده!

    ۳. اتفاقا منم همیشه از همین واژه ای که گفتی برای توصیف این ویژگی خودم استفاده میکنم! دور از جون هر دومون البته! =)

    ۱. من که خیلی بدم میاد! ولی دیده شده بعضیا ذوقشونم میکنن! =(

    ۲. چرا هیشکی در این مورد نظری نداره یعنی ؟! (من که از لال نبودن تو مطمئنم! خخخ)

    + خوشم میاد در هیچ چارچوبی نمی گنجی! =)))))
    هوپ ...
    ١- از بس توی گوششون خوندن مواظب باش خوشبختیت رو چشم نزنن چنین پروفایل های خزی میذارن!
    ٣- من هم خیلی اینجوری بودم یا هستم شارمین. اذیت میشدم. تلاشم اینه عوض کنم این اخلاق رو
      ۱. =(
    ۳. گاهی سعی کردم. نشد هوپ. من هر ویژگی خواستم تونستم تغییر بدم جز این یکی. از بچگی همین طور بودما. یادمه وقتی با یکی از خواهرام دعوام میشد و کم می آوردم برای تلافی مثلا میرفتم دفتر مشقش رو قایم میکردم. اما قبل از این که بفهمه دلم می سوخت میرفتم میذاشتم سر جاش! خخخ
    البته به نظرم این ویژگی اونقدرام بد نیس! شاید به خاطر این که ته دلم ازش راضیم نمیتونم عوضش کنم! ولی گاهی واقعا بخاطرش از دست خودم حرص میخورم
    Va hid
    1. خب نمیدونم تو فکر شان چی میگذره
    ۲.بگذریم
    ۳.نیکی چو از حد بگذرد نادان خیال بد کند!!
    سپاس