کودکانه هایم تمامی ندارد

There Is No End To My Childhood

یکی همیشه هست که عاشق منه، نگام که می کنه پلک نمی زنه!

  • شارمین امیریان
  • جمعه ۱۴ مهر ۹۶
  • ۱۸:۳۷

یکی باید باشه حتما!

یکی که همین که ته رنگ نگاهت ابری شد، بدون این که ازت توضیحی بخواد یا بهت گیر بده، دو تا شربت بهار نارنج درست کنه و بده دست خستیگیات.


یکی که حواسش به تاریخ گرفتن دلت باشه! وقتی وقتش رسید، بی هیچ حرفی کنارت بشینه و بذاره هر چه قدر که دلت می خواد بهش غر بزنی و اصلا هم مسخره بازی در نیاره!


یکی که هر وقت بدون دلیل هوای گریه داری، شونه ش در دسترس ترین جای ممکن باشه و دست مهربونش، نوازشگرترین دست دنیا؛ و هی تند و تند سرت رو ببوسه و بگه آروم باش. آروم باش. ولی هر چه قدر هم آروم نشی، حوصله ش سر نره و آغوشش رو ازت نگیره.


یکی باید باشه حتما!

یکی که بتونی بی دغدغه براش از همه روزهایی تلخی که پشت سر هم میان و میرن بگی... که هی نگه محکم باش، نگه صبور باش، نگه گریه نکن، حتی نگه منتظر روزهای خوب باش!


یکی که بتونی از احمقانه ترین فکرهات، بلندپروازانه ترین خواسته هات، آبروبرترین  سوتی هات، بچگانه ترین ترسها و نگرانیهات و حتی شرم آورترین خیالهات براش بگی و اون فقط یه جور خیلی خاصی که توصیف کردنی نیست نگات کنه و برات بگه که خودش هم از همین فکرها، همین خواسته ها، سوتی ها، ترسها، نگرانی ها و خیالها داشته و داره.


یکی باید باشه حتما!

یکی که از ته ته ته دلت بتونی بهش اعتماد کنی. که مطمئن باشی هیچ وقت، هیچ کجا، در هیچ شرایطی، بهت نارو نمی زنه. که بدونی از هر خوبی که به دستش می رسه یه کمی رو برای تو نگه می داره. 


یکی که دلواپس تنهاییها و خستگیهات باشه؛ ولی جنس دلواپسیهاش با جنس دلواپسیها مامان فرق کنه. دلواپسیهای مامان، به آدم آرامش میده ولی ته تهش عذاب وجدان می گیری که باز هم شدی باری به دوشش، بی این که هیچ وقت هیچ وقت تونسته باشی یه ذره از محبتهاش رو جبران کنی!


یکی باید باشه حتما!

یکی که جلوش مجبور نباشی نقش بازی کنی. نه نقش آدم شاد و بی خیال رو، وقتی که غمگین و رنجیده ای؛ نه نقش ادم محکم و صبور رو، وقتی رو خودت آوار شدی، نه نقش آدم با کلاس و عصا قورت داده رو وقتی دلت می خواد از ته دلت بخندی!


یکی که دلش برای همین جوری بودنت بره. که حتی یه جوری بودنهات رو دوست داشته باشه. 


یکی که همیشه منتظرت باشه. که پایه ی بیرون رفتنهای یهویی، به دل کوه زدنهای یهویی، مسافرتهای یهویی، و همه ی یهویی های بی قید و بندی باشه که یهویی از وسط خستگی کار و درس و پایان نامه سرک می کشن و دلت رو با خودشون می برن.


یکی باید باشه حتما! 

یکی شبیه تو!

یکی از جنس تو!

اصلا خود تو!


تو باید باشی حتما!


+ این پست هیچ مخاطب خاصی واقعی و خیالی ندارد! فقط احساسی ساده است که از یک اتفاق خیلی معمولی برآمده و اصلا ارتباط مستقیمی هم به آن اتفاق ندارد!

+ «یکی» که باید باشد حتما، نیازی نیست غیرهمجنس باشد حتما!

+ «یکی باید باشه حتما» عبارتی است که از نیکولا یاد گرفته ام! و عنوان، شعر قشنگی است که فکر کنم لهراسبی خوانده است.


  • نمایش : ۱۱۲
  • خودت باش
    اگه این یکی رو پیدا کردی حتما سلام من رو هم بهش برسون!!!
    از اتاق فرمان هم اشاره میکنند گشتم نبود نگرد نیست!!!!
    اگه پیدا کردم با هم آشناتون می کنم! &)
    به اتاق فرمان بگو دنیا به امیده!
    رضا

    خونه مامانش!؟ اونم در بلاد کفر!؟ آخه با چه جرائتی!؟ اصلا من دلم می‌یاد یه همچین کارایی بکنم!!؟

    +خواهش می‌کنم، همین که می‌گید دوست داشتین و چنین تاثیری داشته برام خیلی باارزشه.

    پس همون جا رو کاناپه جاتون خوبه! &)

    + واقعا ممنونم
    رضا

    غزل که ساحت اختصاصی در وجود من داره(که توضیحش در این مقال نمی‌گنجه!).

    اگه ژاکلین این کامنت و کامنت قبلی رو ببینه باید یه هفته رو کاناپه بخوابم!


    +با این‌که این پست از دید یه خانم نوشته شده اما برام ملموس بود، دوستش داشتم و سه بار خوندم. یه حس و انرژی خوبی در خودش داره و شما هم در قالب کلمات خیلی خوب منتقل‌ش کردین.

    بععععله. در جریانم.
    شما پیش دستی کنید یه هفته بفرستیدش خونه مامانش.

    + مرسی. خوشحالم که براتون انرژی مثبت داشته. 

    + راستی من اصلا نمی دونم بابت آهنگهای انرژی مثبت بی نظیری که فرستادید چه طوری ازتون تشکر کنم. خیلی خوب بودن. خیلی خیلی خیلی خوب بودن. تو شرایطی که حسابی به هم ریخته بودم، اون قدر حالم رو خوب کردن که توصیف کردنی نیس. بعد مدتها دغدغه و استرس، کلی آرامش گرفتم. یه دنیا ممنونم ازتون. نمی دونم چه جوری جبران کنم.
    رضا

    سلام

    یه وقتایی فکر می‌کردم(و می‌کنم) اون حس‌هایی که مرتبط به یه انسان دیگه‌ست و با بودنش بروز پیدا می‌کنه یا در من نیست یا در دسترس نیست! اما یه چیزهایی(مثل تماشای یه فیلم، خوندن یه نوشته مثل همین پست و...) حکم تلنگر رو دارن و به من می‌گه اینطوریا هم نیست!

    از اون پست‌هایی بود که آدمو شاد و شارژ می‌کنه(امید بودن چنین شخصی در زندگیت) و در عین حال دلگیر(در نبود چنین کسی و دور از دسترس بودنش با این ویژگی‌های آرمانی و ایده‌آل). به هر حال امیدوارم یه روزی یکی باشه حتما !

    سلام.
    البته باید از غزل فاکتور بگیرید بعد بگید این حسها در شما نیست!
    کلا چنین حسهایی در همه هست. ولی گاهی به دلایلی خودمون سرکوبش می کنیم. ولی بالاخره یه وقتی، یه جایی، سرریز میشه.

    حس خودمم موقع نوشتنش همین بود شادی و دلگیری!

    آرزو بر جوانان عیب نیست! =)
    پسر خوب
    الهی آمین. 
    تا به حال اسم شارمین رو نشنیده بود که از این فیلم من و شارمین ،این اسم  به گوشم خورد. بعدشم با اینجا آشناشدم و فهمیدم معنیش چیه.
    فیلمش رو دیدید؟

    +اون قسمتهایی از جوابهای من به کامنتهاتون، که در مورد نام و نشونتون هست رو اصلا به رو نیاریدا! &(
    هوپ ...
    دلم خواست واسه تمام پاراگراف ها آمین بگم واست، هر چقدر هم تو بگی منظوردار نیست، مشکلیه؟! :دی
    نه مشکلی نیس. =/
    بی منظوری باید در نگاه تو باشد نه آچه می خوانی! =))))
    حمیده
    دیگه وقتشه به سلامتی :-""""""
    سلامت باشی =/
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">