کودکانه هایم تمامی ندارد

There Is No End To My Childhood

به: تز لعنتی ام!

  • شنبه ۲۱ مرداد ۹۶
  • ۲۱:۵۰

مردم آزار! از تو بیزارم!

دور شو؛ دست از سرم بردار

من کجا طاقت تو را  دارم! =/


البته «یار بی مهر و بی محبت او» من نیستم، اونه! و «بینوا» منم! هر چه قدر هم «تکانش میدهم»، «بر زمین نقش نمی بندد قامت او»! آخرش هم من بر زمین نقش می بندم! «سیمها پاره می گردند و من می افتم»! ولی «گروه پی جویی» به جای این که «عازم بگردد تا ببیند که عیب کار از چیست.» می آید مرا جریمه می کند!


=/



+ مطلب رو گرفتید؟!!!


نتیجه تصویری برای هی بخواهیم و رسیدن نتوانیم که چه

شهریار

  • نمایش : ۱۴۲
  • خودت باش
    منم به قبر خودم خندیدم تا مدتها به ادامه تحصیل فکر کنم!!!!
    من اگه سال دیگه تو رو نفرستادم سر جلسه کنکور ارشد! &)
    مهندس رضا عباسی
    سلام
    خدا قوت 
    بیایید همو دنبال کنیم
    ممنون
    سلام. سلامت باشید. وبلاگتون خیلی تخصصیه.
    مینا
    راستی یه سوال عزیزم،
    شما واسه پست داک، جایی رو برای گرفتن فاند پیدا کردین؟ می تونم بپرسم چه طوری هست و چقدر پول می دن؟ می شه راهنمایی کنین؟
    نگران نباش، من رشته ام خیلی باشما فرق می کنه و اصلا نمی تونم رقیب تون بشم
    مرسی
    راستش نه. من هیچ اقدامی نکردم هنوز.
    roga 95
    ادامه تحصیل نهههههههههههههههه نگووووووووووووووووو شارمین فوق لیسانس رو که به بدبختی تموم کردم پشت دستمو داغ کردم دیگه نرم سمتش.
    اما الان ... 
    خدایا خودت نزار پشت گوشم مخملی شه
    خخخخ... پریسا یعنی من پشت گوشم مخملیه؟؟؟؟!!!!

    خب واقعا هم با داشتن همسر و دو تا بچه سخته. من درس خوندن رو انتخاب کردم و به نظرم دو تا رو با هم داشتن (درس و بچه) خیلی خیلی سخته و نمی ارزه آدم بچه ش رو فدای درس خوندن بکنه.
    دختر خوب
    کلا سختی ادامه تحصیل هم شیرینه
    من که خیلی دلم میخواد بازم ادامه تحصیل بدم به شرطی که امتحان و پایان نامه ای درکار نباشه
    سختی یی که منطقی باشه نه مردم آزاری. استاد راهنمای من آدم سختگیریه. بارها پیش اومده دانشجوهای دیگه بهم گفتن تو چه طوری می تونی با دکتر فلانی کار کنی تازه این قدرم ازت راضی باشه! اون که با هیچی راضی نمیشه! ولی من از کار با این آدم لذت می برم. حتی تو دوره دکتری می گفتم اگه دوباره خودش راهنمام نشه انصراف میدم!=) من از سختگیری یی که باعث بشه بیشتر تلاش کنم و بیشتر یاد بگیرم و کارم بهتر بشه لذت می برم و سختیش اصلا به چشمم نمیاد. به قول تو سختیشم شیرینه. چیزی که باعث شده از دوران دکتریم لذت نبرم سختگیریهای احمقانه و بی فایده س که فقط آزاردادنه نه کمک به رشد و یادگیری.

    +فلفلی خانوم خوبه؟؟ مامان فلفلی چه طوره؟
    مینا
    شما بفرمایید چگونه ست که از یه طرف از تز دکتری خود بیزار هستید و از طرف دیگر از سمت پسا دکتری چشمک دریافت می کنید؟
    ایا این با ان در تناقض نیست؟
    ازش متنفرم چون باهام راه نمیاد! انگار نفرین شده! هی گره تو کارش می افته. به جای این که مثل همیشه از انجام کار علمی لذت ببرم، همه ش دارم حرص می خورم.

    ولی مطمئنم همین که تموم بشه زود سختیهاش رو فراموش می کنم و دوباره میرم سمت ادامه تحصیل! خودم رو می شناسم.