کودکانه هایم تمامی ندارد

There Is No End To My Childhood

answers

  • شارمین امیریان
  • دوشنبه ۲ مرداد ۹۶
  • ۱۲:۲۷

1. یک زمانی سوالی شبیه این مد شده بود که اگر قرار بود در یک جزیره به تنهایی زندگی کنی و فقط سه چیز را بتوانی با خودت ببری آن سه چیز چه هستند؟ و من بدون این که نیاز به فکر کردن داشته باشم، با قاطعیت تمام می گفتم: لب تاپ، گوشی و کتابهایم. بعد، یک روز شرایطی پیش آمد که در آن مجبور بودم ظرف نیم ساعت ضروری ترین وسایلم را بردارم و همراه خانواده به مکان دیگری بروم. یادم هست آن روز دور اتاقم راه می رفتم و همه چیز را از پشت پرده اشک برانداز می کردم و نمی توانستم از هیچ کدام بگذرم. همه وسایلم، وسایل ضروری زندگی ام بودند.

+ حالا این کار دخترک را که بدون آوردن حتی یک کتاب، آمده است که برای همیشه بماند نمی فهمم!


2. سوال دیگری که مد شده بود این بود که اگر بخواهی یک اسم روی فیلم زندگی ات بگذاری آن اسم چیست؟ من فکر کردم و گفتم: «و خدایی که در این نزدیکی است». هدی بلافاصله گفت: «این که شعار است.» اما من هنوز هم همین احساس را به زندگی ام، با همه خوشی ها و سختی هایش دارم. واقعا شعار نیست. اصلا بعضی وقتها می شود بعضی از شعارها را تجربه کرد و به گنجینه ارزشهای قشنگ و غیراجباری زندگی افزود.


3. یک سوال قدیمی تر این بود که سه تا از ویژگی های خوب و سه تا از ویژگیهای بد مرا بگویید! من آن موقع جوان بودم و جاهل! و این سوال را برای تعدادی از دوستانم فرستادم! از بین کسانی که جواب دادند صد در صدشان «مهربان بودن» را به عنوان ویژگی خوبم نوشتند و تعداد بسیاری به «پرتلاش و سختکوش» بودن هم اشاره کردند. اما نمی گویم ویژگی بدی که خیلی از آنها به آن اشاره کردند چه بود!


4. یک سوال یا بهتر است بگویم درخواست جالب این بود: یک سوال (یا هر چند تا سوال) از من بپرس که همیشه دلت می خواسته بپرسی و رویت نشده یا به هر دلیل نپرسیدی. پشت بند این درخواست هم قول جواب دادن بود! من جز در یک مورد، هرگز سوالی نپرسیدم. آن یک مورد هم مساله ای ناموسی! بود که خودم جوابش را می دانستم و می خواستم ببینم طرف اعتراف می کند یا نه که نکرد. یعنی یک جورهایی پیچاند و جواب داد. چون خودش متوجه شده بود که در مورد آن اتفاق، قضاوت اشتباهی کرده بوده و با این که هرگز این قضاوت را به زبان نیاورده بود، نمی خواست به آن اعتراف کند.


+ در پاسخ به هر کدام از این سوالها می توان یک پست مفصل نوشت.

+ دبیرستانی که بودم بعضی از دوستانم یک دفترچه سوال داشتند که سوالهای مختلفی در آن نوشته بودند و به همه دوستان می دادند تا جواب دهند. اکثر سوالها شخصی و نشان دهنده علایق و شخصیت فرد بود و وقتی چند سال بعد دور هم جمع شدیم و جوابهایمان را خواندیم کلی خندیدیم! به بعضی از چیزهایی که می خواستیم رسیده بودیم، بعضی را فراموش کرده بودیم، بعضی را دیگر نمی خواستیم. بعضی نظراتمان کاملا عوض شده بودیم و بعضی هنوز به قوت خود باقی مانده بود. من هم دفتری داشتم با همان سوالها که خودم هر چند سال یک بار به آن جواب می دادم تا مسیر رشد فردی ام را زیر نظر داشته باشم و گذشته ام را و چیزی را که بوده ام را فراموش نکنم! یعنی در این حد با کلاس بودم! الان از آخرین باری که آن دفتر را برداشته ام خیلی خیلی خیلی می گذرد. گویا چرخ روزگار وادارم کرده است دست از این سوسول بازیها بردارم!


+دقت کرده اید تبریکهای روز دختر چه قدر لوس و نچسب است؟ من که یک جمله خاص برای تبریک این روز دارم که هر سال برای «خودت باش» می فرستم و البته بی فایده هم هست! از ذکر آن جمله در این جا معذورم! هر چند بعید نیست خودش بیاید زااااارت آن جمله را همین جا بگذارد!

  • نمایش : ۱۱۴
  • انگور ...
    من اگه میتونستم برم یه جزیره . گوشی و هندزفریمو میبردم و قلم و کاغذ اسمشم میذاشتم چو تخته پاره بر موج... شایدم بگذر مستت کند انگور ناب زندگی ^_^
    چو تخته پاره بر موج! خیلی جالبه. 
    دخترخوب
    توضیحش برام سخته
    از این ادماییکه حتی توی لحظات احساسی هم تصمیمات منطقی میگیرن و عقلشون همچنان خوب کار. میکنه...خخخ
    البته خیلی خوبه ها ولی یه کم لج من درمیاد ادم اینقدز. قوی و محکم باشه.از بس حسودم
    عزیزم! فدای دوست حسود خودم بشم! خخخخ

    خب واقعیت اینه که من خیلی سعی میکنم اینجوری باشم؛ ولی همیشه هم موفق نمیشم. گاهی تصمیمات احساسی عجولانه ای می گیرم که از خودم شرمنده میشم و میگم دختر گنده! تو با این سن و سال و موقعیت نباید اول فکر کنی بعد حرف بزنی/ عمل کنی؟!

    با این حال خیلی‌ها منو دختر عاقلی می دونن. ولی خودم دلم میخواد خیلی عاقل تر می بودم. 

    یه چیز دیگه این که من به شدت احساساتی ام؛ ولی معمولا بروز نمیدم و آدم بی ذوقی به نظر میام. البته الان خیلی بهتر شدم!
    خودت باش
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    1. چقدر تابلوه به ** ****** گیر دادی…
    2.تفاوت تفکر ت با هدی آشکار شد.من ترجیح میدم به کسی نگم.
    3.ویژگی های بد رو هم بگو!
    دارم همه تلاشم رو میکنم کمتر سوتی بدم...
    1. گیر ندادم. ولی برام خیلی عجیبه! من اگه بودم یه چمدون کتاب با خودم میاوردم!
    2.تازه کچاشو دیدی!!! به من اعتماد کن! =)
    3. دارم یعنی؟!

    موفق و موید باشی. من دیروز جلو دانشجوهام یه سوتی ملوس دادم!
    فرزاد
    سلام خانم دکتر
    احوال شما
    سلام دوست قدیمی
    شکر خدا خوبم. 
    شما چطورید؟
    خیلی کم پیدا شدیدها.
    دخترخوب
     من در حال حاضر ترنم و لب تاب را برمیدارم...دیگه چیز با ارزشی ندارم
    فکر کنم یک ویژگی تو اینه که زیادی رک باشی و شاید از نظر بقیه اینجور به نظر بیاد که احساسات چندانی نداری...البته فکر کتم
    کلا همه تبربک تولدها، روز مادر و پدر و دختر و غیره و ذلک تکراری و لوووس شدند
    +من هیچ کس از این سوالا ازم نپرسید باهیچ یک از دوستای دبیرستانیم قرار ملاقاتی نذاشتم

    به نظر من ترنم ارزشمندترین داشته ی دنیاست.

    رک بودن رو بعضیا به عنوان ویژگی مثبت برام می نوشتن بعضیا منفی. به نظر تو کدومه؟ مثبت یا منفی؟ در مورد ویژگی دومی که گفتی (کم احساسی!) بیشتر توضیح میدی؟

    بعضی تبریک تولدها برای من خیلی دلچسبه. شاید چون کلا تولد برام مهم و قشنگه.

    + برای من این قدر از این سوالها می‌فرستادند که از یه جایی به بعد دیگه جواب ندادم!(با این که برام مهمه هیچ پیامی رو بی جواب نذارم). دوستان دبیرستانی رو هنوز هم باهاشون قرار میذارم.
    نازلی
    منم اون دفترو داشتم و هنوز دارم و با خوندنش بیشتر میخندم و یک شادی غیذقابل توصیف حس میکنم
    دلم برای اون روزها و رایها تنگ میشه .کدوم باغ بودیم ما؟

    اون قسمت دو خیلی چالش برانگیز بود من تاحالا نشنیده بودم . الان یکربع هست دارم فکر میکنم من اسم فیلم زندگیمو چی میذاشتم !!!

    دختر هنوز در ایران تعریف درستی نداره والا نمیدونم به چی و کی تبریک میگن


    بی خیالی و الکی خوشی و امیدواری بی حد از تک تک نوشته های اون دفتر میباره. واقعا کدوم باغ بودیم؟

    به نتیجه ای هم رسیدی؟ در مورد اسم زندگیت.

    اصلا دختر و پسر و زن و مرد و خانوم و آقا و مونث و مذکر و.... همه قاطی شدن! ^_^
    مینا
    به عنوان یه خانم چادری که درحالی که لاک می زنه .به شدت به اسلام اعتقاد داره، لطفا نظر به پرده خود را در مورد این سخنان و توضیحات خبرنگار ازاد، مسیح بفرمایید
    https://www.instagram.com/p/BW7wegVBRd5/?taken-by=masih.alinejad&hl=en
    سلام
    اولا خدمت شما دوست عزیزم عرض کنم که چادری بودن نوع خاصی از زن بودن نیست! من چادری با شمای بدون چادر و شاید بی اعتقاد به حجاب تفاوت چشمگیری نداریم و هر دو زنیم با تمام ویژگیهای زنانه مون. فقط بخشی از باورهامون و در نتیجه بعضی از انتخابهامون با هم فرق داره. نمیگم این تفاوتها ساده و بی اهمیته؛ ولی این رو هم که بین چادری / غیرچادری یا باحجاب/ بی حجاب مرز پررنگ بکشیم و نگاه قالبی به طرف مقابلمون داشته باشیم رو نمی پسندم. 

    دوما بین اعتقاد به اسلام و لاک زدن چه تناقضی وجود داره؟ کجای اسلام لاک زدن منع شده؟

    سوما من با کلیت اعتقادات علی نژاد مخالفم اما ۹۰ در صد محتوای این متن که لینکش رو گذاشتی رو قبول دارم.
    حمیده
    من همیشه متنفر بودم و هستم از جواب دادن به این سوالا! نمی‌دونم چرا به نظرم مسخره میان! آدم نمی‌تونه به یه سوال کلی، جوابای جزئی بده که

    روزت مبارک منیر بانوی من. :*
    من قبلا که جوون بودم و جاهل به نظرم جالب می اومد. ولی کم کم دیگه خوشم نیومد.معمولا چیزی رو مورد سوال قرار میدن که آدما دوس ندارن در موردش حرف بزنن

    روز تو هم مبارک دختر دوس داشتنی و نازنین
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">