کودکانه هایم تمامی ندارد

There Is No End To My Childhood

این عادلانه نیست

  • شارمین امیریان
  • دوشنبه ۲۶ تیر ۹۶
  • ۲۲:۱۱

می گویند عشق و زندگی برای مرد دو مقوله کاملا مجزا است اما برای زن زندگی یعنی عشق! =/


با این حساب، ازدواج کردن درست مثل این است که دو نفر متوجه شوند سلایق غذایی مشابهی دارند و تصمیم بگیرند از این به بعد همیشه غذایشان را با هم تهیه کنند و بخورند. آن وقت نفر اول، مهمترین چیز در زندگی اش غذا باشد و به همین دلیل، کل روزش را برای خریدن موادغذایی عالی و ظروف خاص، پختن غذایی متفاوت و اشتها برانگیز و چیدن میز به بهترین و شاعرانه ترین شکل ممکن صرف کند و نفر دوم با این که غذا را دوست دارد و از آن انرژی می گیرد، زیاد هم روی آن حساس نباشد و هر چه دستش آمد بخورد تا وقت را از دست ندهد و بتواند به کار و زندگی اش برسد. طبیعتا این فرد تلاش زیادی برای تهیه غذا و داشتن لحظات عالی سر میز نمی کند و همه چیز به عهده نفر اول خواهد بود. نفر اول هزار بار تصمیم می گیرد او هم بی خیال شود و یک غذای معمولی سر سفره بگذارد، اما نمی تواند؛ چون با این کار احساس بی ارزشی و پوچی می کند. نفر دوم یکی دو بار تصمیم می گیرد غذای مفصلی همراه با تزئینات و... سر میز بگذارد ولی حوصله اش را ندارد و فکر می کند دارد وقتش را برای یک کار بی اهمیت و پیش پا افتاده و غیر ضروری هدر می دهد. بعد از مدتی همه وظایف مربوط به غذا به عهده نفر اول خواهد بود و نفر دوم گاهی ممکن است غذایی را گرم کند تادل نفر اول را به دست بیاورد و بتواند از غذاهای خوشمزه او بخورد، بدون این که وقتی برای تهیه آن گذاشته باشد و زمانش را هدر بدهد.


خب حالا به جای نفر اول، زن را تصور کنید و به جای نفر دوم، مرد را و به جای غذا عشق را! به نظرتان این عادلانه/ منصفانه است که نفر اول و نفر دوم با هم زیر یک سقف بروند؟ من فلسفه نابرابری بسیاری از حقوق زن و مرد را قبول دارم، ولی این نابرابری در نگاه به عشق (و تبعات آن در ازدواج و سایر روابط دو غیرهمجنس) را نمی فهمم! این عادلانه/ منصفانه نیست که یک نفر با همه زندگی اش جلو بیاید و آن دیگری زندگی اش را برای خودش نگه داشته باشد.


+ این پست را با خواندن نوشته ای از وبلاگ سمفونی مردانه نوشتم. وگرنه اوضاع همچنان امن و امان است! =)


  • نمایش : ۱۶۰
  • 🍁 غزاله زند
    بنظرم خیلی درست میگن :) 
    ولی کاش این جوری نبود. مگه نه؟
    دخترخوب
    نظر من به نظر شما نزدیکتره :دی
    پس تو هم موافقی که عادلانه نیس.
    رضا
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است

    به هر حال القائات خانواده، جامعه و محیط آموزشی بخشی از باور و شخصیت ما رو شکل داده، هر چند شاید بعدها با کسب آگاهی بیشتر در درستی بعضی از این باورها دچار شک بشیم اما شاید رسوباتی از اون در ذهن‌مون بمونه. مثلا شاید خیلی از آقایون به برابری حقوق زن و مرد باور دارن(یا لااقل اینطوری نشون می‌دن!) اما در واقعیت و یه جاهایی(مثل بحث ارث) ته دل‌شون از نصف ارث بردن زن بدشون نمی‌یاد!

     

    جایی صریحا گرایش سیاسی‌تونو ننوشتید اما برداشت من(از بعضی پستا) این بود که به اون جبهه و تفکراتش نزدیک‌ترید تا این جبهه!

    واقعیت اینه که از سال 88 جامعه کاملا دو قطبی شد(و هنوز اثراتش مونده اما نه به شدت اون سال‌ها). ******* ***** *** *** ***** **** ******* **** ****** ****** *** ****** ***** ****** ** *** ****** ******* **** ****** *** *** * **** * ********* ***** ** *************** ***** **** **** ***** **** و... همه اینا تولید خشم می‌کنه و وقتی خشم قالب بشه نمی‌شه در یه فضای منطقی گفتگو کرد.

    قبول دارم هر دو طرفی بی‌اخلاقی یا تندروی‌هایی داشته و دارن اما ***** **** ********* *** ******* ****** ** ***** ******* *** ** ***** ****** *************** ** *** * ***** ******** ** ***** ****** ***** *** ** *** ***** ***** * *** **** ** ****** ***** **** ******* **** ******* ***** **** ** **** ** ******* ****** ***** ** **** **** ** ** ***** *** **** ******* ***** ******* ******* ** ***** ***** ** ****** ******* ** ******** ***** ***** ***** ****** **** **** ******* **** ** ** ***** *** **** ** **** ******** *** ** ***** **** ***** * ***** **** **** **** **** ****** ** **** ***** ***** **** ****** ***** **** **** ***** ** *** ** ***** ** ** *** ******* *** ******** ** ***** **** ** **** * *** ****** **** ***** ** ****** ******** **** ******** ***********

    در این فضا شکل‌گرفته حامیان دو طرف(در بین مردم) نمی‌تونن بدون پیش‌داروی و خشم یه گفتگوی آرام، منطقی و مستدل داشته باشن.

    درسته. خانمها و آقایون طرفدار حقوق زن، خیلیهاشون در عمل آن کار دیگر می کنند! =) 


    همیشه صراحتا گفته م که به هیچ کدوم از دو طرف گرایش ندارم. به نظرم هر کدوم خوبیها و بدیهای خودشون رو دارن و هیچ طرف یه گروه یکدست نیست. در هر دو طرف شخصیتهای مثبت، منفی و خاکستری زیادی وجود داره.
    همه این چیزهایی که شما می گید رو جبهه مخالف هم به شکلی علیه شما میگن! اونا یه سری حرف در مورد شما می زنند و یه سری دلیل میارن و کاملا به خودشون حق میدن شما هم همین طور. ته تهش هم اون قدر بازیهای پنهانی از هر دو طرف وجود داره که تشخیص درست و غلط کار خیلی خیلی سختی میشه. به خاطر همین من از این بحثها خوشم نمیاد. تنها نتیجه ش ایجاد دشمنی و بحث و دعوا بین ماهاست که در های و هوی این سیاست بازیها و سیاست زدگیها داریم خیلی چیزها رو از دست میدیم.

    من یه زمانی (یکی دو سال پیش) در موسسه ای کار می کردم که مدیر موسسه آشکارا وابسته به یکی از دو جناح بود. کارمندها هم بعضی این طرفی بودن و بعضی اون طرفی. در مورد سیاست هم صحبت می شد و هم اقدام (البته من واردش نمی شدم). تا حالا هیچ کجا ندیدم طرفداران سرسخت دو حزب مخالف این همه دوستانه و منطقی با هم برخورد کنن. بعضی از اونها سن و سالی ازشون گذشته بود و در راه حزب مورد علاقه شون مو سفید کرده بودن. بعضی جوون بودن. ولی همه در کنار هم به خوبی کار می کردن. چون پاونها سیاسی بودن ولی درگیر جناح بازی و سیاسی کاری نبودن.

    + در جامعه ما معمولا (نه همیشه) کسی از بالادستیها (هر دو جناح) دنبال اقناع منطقی مردم نیست. بیشتر دنبال تحریک هیجانی، تحریف و شایعه پراکنی ان. البته با روحیات مردممون هم سازگارتره!
    رضا

    مگه دو تا مقوله جدا از هم نیستن!!؟؟

    اول اینکه گزارۀ کاملا درست و قابل تعمیمی به همه مردان نیست. از طرفی درست هم هست و دلایل مختلفی داره. طبق عرف و هنجار جامعه مسئولیت زندگی(البته الان در خیلی از زندگی‌ها هر دو نفر این مسئولیت رو به عهده دارن)به دوش مرده و این بخش عقلانی زندگی روی جنبۀ عاشقانه زندگی تاثیر می‌ذاره(مثل برآورده نشدن انتظارت عاشقانه اونطوری که زن انتظار داره)، از طرفی عشق و عواطف در زندگی برای زن جنبه مهم‌تری محسوب می‌شه و پررنگ‌تره، برای مرد هم مهمه اما زندگی براش جوانب دیگه‌ای هم داره(کارش، دوستان و همکارانش، وقت‌گذروندن برای مسائلی که بهشون علاقه‌منده و...)، شاید برای یک زن درک این جنبه‌های زندگی مردانه کار راحتی نباشه. نمی‌خوام بگم کدوم طرف حق دارن اما زن(به دلیل ویژگی‌هاش) دوست داره(و محقه) جنبه‌های بروز عینی عشق رو از جانب همسرش ببینه و حس کنه و مرد هم باید حواسش به توجه و محبتی که زن خواهانش هست باشه(و این به معنی نادیده گرفتن سایر جوانب زندگی نیست)، به هر حال یه اصل اساسی دز زندگی مشترک ارجحیت ما بر منه.

    اعتقاد‌تون به نابرابری برای من هم جالب بود، فکر کنم در قیاس با شما من یه فمنیست محسوب می شم!


    +پست قیلی(این پست را حتما بخوانید) قرار نبود موقت باشه!؟

    به دلیل تاثیری که اتفاقاتی از این دست روی من می‌ذارن هیچ خیر و مطلبی رو در مورد آتنا نخوندم. این آقا هم مطلب خوبی نوشته بود اما با نظر دختر خوب موافقم. امثال این شخص یا لافکادیو(که کاندیدای مطلوب‌شون درانتخابات اخیر رای نیاورده) سعی می کنن هرزگاهی و لابلای مطالب‌شون به طرفداری کاندیداری پیروز نیش و کنایه‌ای هم بزنن.

    گرایش سیاسی من و دوستای مشترک ویلاگی‌مون تقریبا به هم نزدیکه اما شما گویا به جبهۀ مقابل متمایل‌ترید! باید تدبیری بیندیشیم تا بلکه شما رو هم به این سو رهنمون سازیم! &)

    سلام.

    چرا دیگه!!!!
    قابل تعمیم به همه نه. ولی اگه بخوایم مردها را به عنوان یک کل و زنها رو هم به عنوان یک کل در نظر بگیریم شاید بشه گفت درسته. به هر حال در قوانین انسانی همیشه استثنائاتی هست (به علت پیچیدگی و غیرقابل پیش بینی بودن موجودات انسانی). حرفتون رو قبول دارم. ولی با توجه به حرف مریم ممکنه اینا همه به خاطر تلقینات اجتماع و نوع تربیت باشه نه یه ویژگی ذاتی. هر چند من بیشتر نظرم روی اینه که ذاتیه. ولی مطمئن نیستم.

    + من به هیچ کدوم از دو طرف گرایش خاصی ندارم. ولی همیشه با طرفداران هر کدوم که حرف می زنم منو به گروه مقابل می چسبونن و به چشم دشمن نگام می کنن! من کلا با سیاسی زدگی به شدت مخالفم. می دونم ترانه هم از حرفم ناراحت شد. ولی به نظرم اصلا جالب نیست آدمهای جامعه رو بر اساس گرایش سیاسیشون طبقه بندی کنیم و برچسب خوب و بد بزنیم و بعد هم یه مرز پررنگ و یه دیوار خراب نشدنی بین خودمون و اونا بکشیم. درست نیست که از همه محسنات و نکات مثبت و قوی یک مطلب بگذریم صرفا به خاطر این که نویسنده به جناح مورد علاقه ما توهین کرده. درست نیست که سیاست رو این همه تو زندگیمون دخالت بدیم. از این گذشته، اگه بی طرف باشیم تنیش و کنایه های هر دو طرف به همدیگه رو می بینیم. به نظر من هر دو طرف به هم توهین می کنن و هر دو طرف معتقدن: اونا به ما توهین می کنن.
    نازلی
    من با کامنت مریم موافقم
    کلا من کامنتهای مریمو بخاطر اینکه مسایل میشکافه دوست دارم
    تعجب کردم گفتی با این نابرابری مثلا در نصف ارث بردن و ... موافقی؟ چرا ؟
    برام جالب بود
    این پست منو یاد اون شعری انداخت که توی وبلاگم نوشته بودم و باورش دارم :
    مرد اگر تو را بخواهد برای تو میجنگد
    اما اگر نخواهدت با تو میجنگد


    استدلالهایی که در این زمینه ها هست برام قابل قبوله. البته خیلی هم جدی درگیر بعضیاش نشدم که بتونم بگم عمیقا بهش فکر و در موردش تحقیق کردم و به این نتیجه رسیدم. بعضی نابرابریها رو هم قبول ندارم. خیلی هم زنان علیه زنان نیستم ^_^

    منم این شعر رو قبول دارم.
    مریم(تداعی آزاد)
     خب توی اون بند آخر معلومه خیلی اختلاف داریم:)) من فک میکنم حرفهای این پست که البته حرف همه زنهای دنیا همینه  همون قوانین نابرابری هست که قبولشون داریم حالا شما ارث رو میگی من میگم نه نباید نصف باشه ولی خودمم احتمالا از نظر رفتاری یه تعدادی از این نابرابری ها رو تایید می کنم حتی اگه خلافش رو تصور کنم ! 

    یه سری از پست های شما رو خیلی دوست دارم  مثل پست کاش بودم , نوشته های ساده و لطیف
    اوهوم. ولی اختلاف نظر به نظرم چیز بدی نیست. می تونه به رشد آدمها و نزدیک شدن حقیقت کمکمون کنه.

    گویا تاثیر عادت و تربیت پررنگتر از باورهایی هست که با تفکر و تحقیق به دست اومده.


    مرسی عزیزم. منم صداقت و صراحتت رو دوست دارم
    خودت باش
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    کلا این قضیه ****** ***** *** درگیرت کرده!!!!!
    بعععله! تو عادت داری ولی من بار اولمه.
    مریم(تداعی آزاد)
    هم اون پست رو خوندم هم کل پست شما رو. جسارتا باید بگم چیزی که باعث شده این پست رو بنویسید یک فرض از اساس غلطه! 
    مثلا اون پستی که لینک گذاشتید راجب عشق از نظر مردان نوشتن که: میتونه هم نباشه! 
    یا شما فرض رو بر این گذاشتید که نفر دوم علایق غذایی مشترکی با نفر اول داره ولی خب خیلی براش مهم نیست 
    چیزی که من میبینم اصلا اینطور نیست اتفاقا مقوله عشق برای مردان خیلی خیلی مهمتر از زنانه منتها زنها همیشه در هر فرهنگی در موقعیت سرویس دهنده ای هستن که هر کاری باهاشون بکنی باز هم خدمات ارایه میده و اگه خسته شد و گذاشت رفت یه عده تازه نفس با یه بلاهت شیرینی صف کشیدن تا جاش رو بگیرن! با این وضعیت توقع دارین طاقچه بالا نذارن و نگن خیلی هم براشون مهم نیست!؟حتی مردانی هم که تن به ازدواج نمیدن همیشه خدمات عشقی و عاطفی از عده ای از زنها بدون هیچ چشمداشتی دریافت می کنن. و بعد هم طاقچه بالا میذارن که ما آزادیم و نیازی بع زنها نداریم جز برای س ک س ! اگه راست میگن با هیچ خانومی دوست نشن و س ک س رو هم همیشه از طریق پول با ف ا ح ش ه ها دریافت کنن!!
    اتفاقا چیزی که من میبینم اکثر مردان دنبال رابطه عاطفی هستن اونم خیلی پرتوقع !! وقتی دریافاش نمیکنن زندگیشون مختله و دایم در حال نک و ناله! البته بهشون یاد دادن بگن فقط به خاطره س ک س مبادا احساس زن بودن بکنن:)) 
    در مورد بند آخر باید بگم اصلا درکش نکردم همون که نوشته بودید فلسفه نابرابری رو قبول دارید! یعتی قبول دارید که با شما نابرابر رفتار بشه؟ مثلا مردان در گزینش کاریو تحصیلی  در اولویت باشن فقط برای مرد بودن؟
    خوش اومدی مریم جون.
    از این جنبه بهش فکر نکرده بودم. شاید چیزی که میگی باشه. میدونی، خیلی سخته آدم بفهمه یه رفتار یا ویژگی بیشتر ذاتیه یا اکتسابی. علت اختلاف نظرمون همینه. من باید بیشتر در این مورد فکر کنم.

    در مورد بند آخر مثلا من قبول دارم که زن نباید قاضی باشه یا اینو قبول دارم که زن نصف مرد ارث ببره و.... چیزهای اینجوری منظورمه که اکثر خانوم‌ها باهاش مشکل دارن.
    طلوع ماه
    شارمین عزیز , فک میکنم به قول خودت یکمی بی رحمانه نوشتی. همیشه هم اینجوری نیست و خیلی از مردا هم برای زندگی و عشقشون سنگ تموم میذارن.
    ولی درسته.اون چیزی که بیشتر رواج داره و میبینیم اینه که خانومها  میزان فداکاری و گذشت و عشقشون بیشتر از آقایونه و این یکمی ناعادلانه است!
    قبول دارم حرفتو
    حمیده
    نمی‌دونم چرا این اوضاع بی تربیت همیشه در امن و امانه :-W
    خدا خیرش بده؛ اوضاع خوب و بی آزاریه! راضیم ازش ^_^
    هوپ ...
    اممم... موافقم با حرفت ولی نه فقط دیدن ماجرا از جنبه ی زنانه. هستن مردهایی که از عشق مایه میذارن و زن فقط دریافت کننده است نه دهنده عشق
    بله هست دکتر جون. ولی استثناست. اصل کلی همونه. البته شاید من زیادی بی رحمانه نوشتم!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">